
هيتون و پرات ( ۱۹۹۰ ) معتقدند : جهت گيري هاي مذهبي مشترک موجب شکل داده شدن شبکه هاي اجتماعي از جمله : دوستان ، بستگان و روحانيون مذهبي نيز مي گردد که آن به نوبه ي خود مدت زمان سپري شده زوجين با يکديگر را افزايش داد و حمايت هايي براي آنها فراهم مي سازد که همين موارد افزايش رضايت زناشويي را به همراه دارد ( به نقل از براتي ، ۱۳۸۵ ).
شيهان و همکارانش ( ۲۰۰۳) بيان داشته اند که مدت زمان سپري ده زوجين با يکديگر در فعاليت هاي غير مذهبي بر رضايت مندي زناشويي موثر مي باشد ، و حتي اگر زوجين داراي پيشينه مذهبي متفاوت قادر به انجام عبادات با يکديگر نباشند ، باز با شکل دهي پيوندهاي اجتماعي مشترک ، فعاليت هاي مشترک و حتي غير مذهبي نيز مي توانند اين کمبود را جبران کنند ( به نقل از براتي ، ۱۳۸۵ ).
يافته هاي کورتيس والسيون ( ۲۰۰۲) نشان مي دهد هر چه ميزان مغايرت در باورهاي مذهبي زوجين بيشتر باشد ميزان اختلاف آنها بيشتر خواهد بود . هم چنين احتمال طلاق در ازدواج هاي غير هم سنخ مذهبي بيشتر از ازدواج هاي برخوردار از هم سنخ مذهبي است ( به نقل از براتي ، ۱۳۸۵ ).

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی