۲-۱-۲-۱- فرایند شکل گیری دلبستگی
دلبستگی در طول یک دوره حساس که سه سال نخستین زندگی کودک را شامل میشود، شکل میگیرد. این دلبستگی به خودی خود صورت نمیگیرد بلکه توسط واکنشهای موجود بین کودک و مراقبین و بهوسیله توانایی هر دوی آنها در پاسخگویی به این واکنشها به وجود میآید (دیتوماسو، مک نالتی، راس و بورگس[۱] ، ۲۰۰۳).
هم مادر و هم کودک در ایجاد رابطه دلبستگی نقش اساسی دارند. کودک تلاش می کند که مجاورت با مادر خود (مراقب اولیه) را از طریق گریه کردن، چسبیدن، نزدیک شدن، دنبال کردن و انجام هر کاری که این همبستگی و مجاورت را حفظ میکند، به دست آورد. کودک، مادر خود (مراقب اولیه) را بر افراد دیگر ترجیح میدهد. به نظر کودک، مادرش جایگزین ناپذیر است و هنگامی که متوجه میشود مادر یا مراقبش نیازهای او را برآورده میکنند به خودش و کشفیاتش از محیط اعتماد پیدا میکند (اسمیت، مورفی و کوتز[۲]، ۱۹۹۹).
کودک زمانی که نیازمند است نشانههایی از طریق رفتارهای ظاهری خود مانند گریه کردن نشان میدهد، مادر (یا مراقب اولیه) با آرام کردن و برطرف کردن نیازهای کودک به او توجه میکند. اگر این چرخه به طور مداوم تکرار شود و نیازهای بچه به طور مستمر و مناسب برطرف شود کودک به دنیای بیرونی خود اعتماد میکند، شناخت از خود و دیگران در او بوجود میآید، توقعات در مورد روابط و دیگر فرایندهای اجتماعی در وی شکل میگیرد، به دیگران برای مراقبت و پاسخگو بودن نسبت به نیازهای خودش اعتماد میکند و توانایی طی مراحل رشدی خود را به شیوه مثبت و مطلوب خواهد داشت (تری، ۲۰۰۳).
[۱] Ditommaso, Mc Nulty, Ross & Burgess
[۲] Smith, Morphy & Coat

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی