۲-۱-۲- سبک دلبستگی
بالبی (۱۹۶۹) دلبستگی را در قالب نظریهای بزرگ مفهوم سازی کرد. وی معتقد است که رفتار دلبستگی به عنوان ابزاری در جهت حمایت و حفاظت از بقاء نوع همه جانداران و از جمله انسانها کارکرد دارد. کودک برای بقاء نیازمند مراقبت از جانب بزرگسالان میباشد و تلاش میکند توجه والد و مراقب خود را جذب کند. رفتارهایی مانند خیره شدن، نگاه کردن به والد، غان و غون کردن، تمایل به در آغوش گرفته شدن از جمله رفتارهای کودک است که باعث میشود والدین را به سوی خود بکشاند. هر کودکی در فرایند رشد نرمالی که پیش رو دارد روابط دلبستگی را با مراقب خود، ایجاد میکند و گسترش میدهد. شروع دلبستگی را میتوان در همان هفتههای اولیه رشد کودک بعد از تولد مشاهده کرد اما فرایند اصلی دلبستگی بین سنین ۴ تا ۶ ماهگی کودک مشاهده میشود.
آرمسدن و گرینبرگ[۱] (۱۹۸۷) مفهوم دلبستگی به والدین و همسالان را، وجود احساس اعتماد و ارتباط و عدم وجود احساسات بیگانگی میدانند. به عبارت دیگر، دلبستگی به کیفیت ارتباط اولیه با والدین و همسالان، مربوط میشود. هنگامی که کودک رابطه مثبت و مطلوبی با مادر یا مراقب اولیه خود برقرار کرد، به تدریج به سمت گسترش و پرورش انتظارات مثبت و پایدار گام بر میدارد.
مین، کاپلان و کسیدی (۱۹۸۵) بیان میدارند که: دلبستگی فرایندی است که بین مادر (یا مراقب اولیه) و کودک در ماههای اولیه تولد با ایجاد یک ارتباط عاطفی و هیجانی، متقابل، به وجود میآید. این دلبستگی اولیه، اساس روابط بعدی کودک با دیگران را شکل میدهد و منجر به ایجاد الگوی رفتاری مؤثر و مجموعهای از انتظارات میشود که نحوه شکلگیری روابط بعدی کودک با دیگران را تعیین مینماید.
[۱] Armsden & Greenberg

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی