۱-۳-۲- تعاریف هوش:
بیش از دو هزار سال پیش، افلاطون در كتاب “جمهوریت”، هوش را تعیین كننده اصلی جایگاه سیاسی و اجتماعی افراد تعریف كرد. اما مطالعه علمی هوش، از قرن نوزدهم با ایده تفاوت های فردی در علم ژنتیك و تكامل آغاز شد. روان شناسان معتقدند هیچ شاخه ای از روان شناسی به اندازه مطالعه و ارزیابی هوش در بهزیستی انسان موثر نبوده است(اسماعیلی و گودرزی،۱۳۸۶،ص۶). هوش یعنی چه؛ کلمه ای که در روز ده ها بار به کار برده می شود، اما تعریف کردنش بسیار دشوار است. دشواری تعریف هوش از اینجا ناشی می شود که مفهوم آن بر واقعیت بسیار پیچیده ای منطبق می شود و تحت جنبه های بسیار متفاوتی تجلی می کند. محققان قدیمی، هوش را یک عامل عمومی یا خصیصه ای می دانستند که در قالب طیف وسیعی از رفتارها نمایان می شود. اما روان شناسان بعدی اظهار داشتند که هوش، مجموعه ای از توانایی های نسبتا مستقل است. در دیدگاه اول، اشخاص بسیار باهوش از بسیاری جهات بر دیگران برتری داشتند در حالی که در دیدگاه دوم، ممکن بود اشخاص هوش منطقی بالایی داشته ولی هوش هنری آنان در سطح پایینی باشد. نکته مورد اختلاف دوم، قضیه وراثتی و تغییرناپذیر بودن هوش یا محیطی بودن و اصلاح پذیری آن است(جودیت و ارتور،۱۳۷۹،ص۱۱۰). هر چند که مفهوم هوش ممکن است در نزد افراد مختلف معانی متفاوتی داشته باشد،با این حال وقتی که صحبت از هوش به میان می آید، بلافاصله نوعی توانایی ذهنی را در انسان زنده می کند. اگرچه در میان تعدادی دانش آموزکه یک کلاس درس را تشکیل می دهند تفاوت های فراوانی مشاهده می شود، اما وقتی که صحبت از دلیل موفقیت سرشار بعضی از آنان و عدم پیشرفت کافی تعدادی دیگر به میان می آید، مهمترین علتی که به ذهن می رسد تفاوت هوشی آنان است. ممکن است ماهیت دقیق هوش کاملا شناخته نباشد و مردم نتوانند آن را تعریف کنند، اما هر کسی برای خود تصور نسبتاً روشنی از آن دارد(سیف،۱۳۸۲). به طور کلی می توان هوش را به صورت زیر تعریف کرد: توانایی سازگاری آگاهانه و فعال با موقعیت های تازه یا نسبتا تازه ای که فرد باید با آنها روبرو شود. از آنجا که این موقعیت ها ماهیت و پیچیدگی بسیار متغیری دارند، بنابراین می توان پیش بینی کرد که انواع هوش نیز باید همان تنوع و پیچیدگی را داشته باشند. زیرا به کمک انواع سازگاری هاو آزمون هایی که برای ارزشیابی عینی این سازگاری ها ساخته می شوند، تعریف می گردند(گنجی،۱۳۷۶،ص۱۶۸).
بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان هوش کلامی و گنجینه لغات کودکان پیش دبستانی شهرستان سرپل ذهاب در سال ۹۲-۹۳
۱-۴-۲- اهداف جزیی:
بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان هوش کلامی در کودکان پیش دبستانی
بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان درک و فهم در کودکان پیش دبستانی
بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان محاسبات در کودکان پیش دبستانی
بررسی رابطه آموزش به شیوه قصه گویی بر میزان گنجینه لغات در کودکان پیش دبستانی

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی