۲-۱-۲-۲- ارتباطا ت علمی
ارتباطات علمی رسمی به اواسط قرن هفدهم میلادی باز می گردد، یعنی زمانی که گروهی از دانشمندان و پژوهشگران با کمک انجمن سلطنتی انگلستان جلسه های منظمی را برگزار می کردند. در این جلسات آزمایشات، مقاله ها و یافته های جدید محققان اعلام می گردید. افراد علاقمند به پژوهش که مجاز به شرکت در این جلسات نبودند از طریق نامه های شخصی که شرح فعالیت های علمی در آنها منعکس می شد از یافته های علمی جدید مطلع می شدند. نامه های مورد اشاره تا مدتی به عنوان ابزاری ارتباطی مطرح بودند. همزمان با افزایش نامه های مبادله شده و نیاز به مبادله سریع اطلاعات علمی، مجله به عنوان ابزاری موثر در جهت مبادله اطلاعات علمی ظاهر گردید. مجله های des scavans joual و philosophical trasactions of the royal sociely of london نخستین مجلاتی بودند که در قرن هفدهم به چاپ رسیدند ( قانع،۱۳۸۳).
ارتباطات علمي واژه اي است كه مترادف درك عامه از علم به كار مي رود. ولي کاتاپانو[۱] مي نويسد كه واژه درك عامه از علم، به لحاظ سياسي نادرست است و دست اندركاران، واژه هاي ارتباطات علمي[۲] يا علم و جامعه را ترجيح مي دهند. اين وضعيت، به ويژه در انگلستان و دانمارك شايع بوده است. سياست گذاري ارتباطات علمي و روش عملي آن در جوامع مختلف متفاوت است و تابع تعريف و حدودي است كه براي آن مشخص مي شود. مي توان گفت ارتباطات علمي، حوزه اي است كه دو دسته مخاطب متفاوت را در برمي گيرد. در يك نگاه، ارتباطات علمي به ارتباطات درون حوزه علمي و روابط ميان اصحاب علم اشاره دارد. در نگاه دوم، ارتباطات علمي، علاوه بر ارتباطات اصحاب علم با يكديگر، به ارتباط علم با عموم و به عبارت ديگر ارتباط حوزه علمي و حوزه عمومي اشاره دارد. آموزش علوم، گفتگو و انتشار نتايج پژوهش ها همگي در مقوله ارتباطات علمي جاي دارند. در انگلستان ارتباطات علمي عبارت است از تلاش براي يافتن روش هاي افزايش كمك هاي عمومي از اجتماع علمي[۳] با ساخت پل هايي ميان علم و كساني كه از آن منتفع مي شوند. ارتباطات علمي درباره علم و موضوعات مسئوليت اجتماعي و شهروندي بحث مي كند (کاتاپانو، ۲۰۰۱). به عبارت ديگر، ارتباطات علمي مي تواند محدوده اي از ارتباطات اعضاي حوزه علمي با يكديگر تا ارتباطات همه اعضاي جامعه را در بربگيرد. اما آن چه مسلم است، در ارتباطات علمي، پيام، علم است. در يك نگاه تاريخي، مي توان تعاريف ارتباطات علمي را در دو نوع رهيافت خلاصه كرد كه تطور مفهومي آن را نيز نشان مي دهند: رهيافت اول كه افرادي مانند ون سگرن[۴] به آن مي پردازند، حوزه ارتباطات علمي را به مجراها يا وسايل ارتباطي محدود مي كند. در واقع اين نگرش به ارتباطات علمي نشان مي دهد كه انتقال علم، موضوع اساسی ارتباطات علمي است. از اين رو در اين رهيافت توليد و مصرف علم، در محدوده مطالعاتي ارتباطات علمي قرار نمي گيرند. البته اين ملاحظه نسبت به ارتباطات علمي در مورد ارتباط ميان اصحاب علم، اهميت زيادي دارد. اين رهيافت به ارتباطات علمي را مي توان مدل اوليه ارتباطات علمي ناميد. گويا در اين مدل اوليه، افزايش ميزان اطلاعات علمي و فن آوری، معادل افزايش درك عمومي از علم و فن آوری دانسته مي شود. از اين رو، اولين توجه به ارتباطات علمي، مجرا هاي ارتباطي از قبيل اماكن علمي و رسانه هاي جمعي را در بر مي گيرد (اجاق، ۱۳۹۰).
[۱] catapano
[۲] Science Communication
[۳] Science Community
۴ von segge

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی