بحث هاي ليپمن در مورد برنامه فلسفه براي کودکان، البته بر مبناي تفکر انتقادي، تحت تأثير عمل گرايي[۱] ديويي است. برنامه ابداعي ليپمن، به کشف رابطه میان فلسفه و کودکي اختصاص دارد و هدف آن، تصديق فلسفه به عنوان يک حوزه تکامل يافته در مدارس دولتي است (دانيل و اورياک،۲۰۱۱ : ۱۷۲).
به اعتقاد ليپمن، فلسفه براي کودکان، نوعي فلسفه کاربردي است که هدف آن واداشتن کودکان به فلسفيدن و انجام فعاليت فلسفي است، نه برنامه اي که در آن از آرای فيلسوفان براي روشن سازي و حل مسائل غير فلسفي استفاده شود. ليپمن به دنبال طراحی یک روش تدريس و برنامه تحصيلي است که بر مبناي آن بتواند براي دانش آموزان تمامي سطوح، امکان تجربه درسيِ مبتنی بر کاوش فلسفي را فراهم آورد (فيشر ۱۳۸۵: ۴۸).
با اين وجود، حضور فلسفه برای کودکان به دو صورت در برنامه درسي نظام هاي آموزشي قابل تصور است: نخست اين که این برنامه را به صورت واحد درسي کاملاً جدا و مستقل در نظر بگیریم و یا این که روح فلسفی و استدلالی، در تار و پود برنامه درسی مبتنی بر این رویکرد دمیده شود (حسيني، ۱۳۹۱ :۱۱).
ليپمن اهداف برنامه فلسفه براي کودکان را بهبودِ توانايي استدلال، پرورش خلاقيت، تفکر انتقادي، درکِ اخلاقي، ارزش هاي هنري، پرورش شهروندي، رشد فردي و ميان فردي و پرورش توانايي يافتنِ معنا در تجربه مي داند و از حلقه کندوکاو (اجتماع پژوهشي) کتاب هاي درسي داستان و معلمان تغيير نقش داده، به عنوان مؤلفه هاي اين برنامه نام مي برد (حسيني، ۱۳۹۱: ۱۵).
[۱]. Pragmatism.
اين پژوهش به دنبال بررسي و پاسخگويي به پرسش هاي زير است:
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي محتوای «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي روش «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي ارزیابی «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی