۲. ۱. ۲. تفکر انتقادي
همانند فلسفه، براي تفکر انتقادي نیز تعریف عامی وجود ندارد. اين مفهوم، چگونگي تفکر درباره يک موضوع را شرح مي دهد؛ به تعبیری فراگيري تفکر انتقادي به اين معناست که افراد ياد بگيرند چه زماني سؤال کنند، چگونه سؤال کنند و چه سؤال هايي بپرسند. افراد ياد بگيرند چگونه استدلال کنند، چه زماني از استدلال استفاده کنند و چه روش استدلالي را به کار گيرند (فيشر، ۱۳۸۵: ۱۱۸).
با این وجود، به تعاريف چند تن از فيلسوفان صاحب نظر در این زمینه اشاره می کنیم که بخشی از پیشینه این مفهوم است.
در سال ۱۹۶۳، مقاله رابرت انيس[۱] با عنوان «تعريفي از تفکر انتقادي»، نقطه عطفي در جنبش تفکر انتقادي بود. او در اين مقاله کوشيد به جنبه هاي کاربردي منطق بيشتر اهميت دهد و پلي ارتباطي ميان منطق عملي و صوري ايجاد کند. وي بعدها تعريف خود از تفکر انتقادي را به اين صورت تکميل نمود: «تفکر انتقادي، تفکري مستدل و منطقي است که بر تصميم گيري ما در خصوص آنچه مي خواهيم انجام دهيم، يا باور داشته باشيم، متمرکز مي شود» (انيس، ۱۹۸۷ نقل از مکتبي فرد، ۱۶۰:۱۳۸۹).
ريچارد پل[۲] به عنوان چهره اي مطرح، اين تعريف را براي تفکر انتقادي ارائه کرده است: «تفکري که صراحتاً قصد دارد بر مبناي قضاوتي صحيح، استانداردهاي مناسبِ ارزيابي را برای تعيين ارزش، محاسن و مزاياي صحيح يک چيز به کار گيرد» (پل والدر[۳]،۲۰۰۶ به نقل از مکتبي ۱۳۸۹:۱۶۰). در تفکر پل، آموزش تفکر انتقادي مستلزم راهبردهاي شناختي، اجتماعي و اخلاقي است.
[۱]. Robert Eis
[۲]. Richard Paul
[۳]. Elder
اين پژوهش به دنبال بررسي و پاسخگويي به پرسش هاي زير است:
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي محتوای «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي روش «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟
ره آورد هرمنوتيک فلسفي گادامر براي ارزیابی «برنامه فلسفه براي کودکان» چه مي تواند باشد؟

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی