۲-۱-۱۷-۴-۱-۲- آنتونیوگراشی
شکل دیگری از افکار نئومارکسیستی در مورد آموزشوپرورش در ایدههای آنتونیوگرامشی یافت می شود.گرامشی کوشش کرد که اصول اساسی نظریهی مارکسیسم را مجدداً تعریف نموده و جهت دیگری به آنها ببخشد. وی برخلاف مارکس که متوجه نیروهای اقتصادی و قوانین علمی بود، توجه خود را به بُعد ارادی نظریهی مارکس معطوف کرد.گرامشی معتقد بود در فهم رفتار بشر نمیتوان عوامل ذهنی نظیر باورها، ارزشها و بهطور اعم فرهنگ را نادیده گرفت.گرامشی نظریهی تفوق[۱] را در کانون اندیشهی خود قرار داد؛ به این معنا که اعمال رهبری فرهنگی از سوی طبقهی حاکم است. در حقیقت تفوق از دیدگاه گرامشی تلفیقی مناسب از فرهنگ و قدرت است. از اینرو به اعتقاد وی مدرسه صرفاً سلطه طبقه حاکم را منعکس نمی سازد بلکه میتواند ابزاری برای تغییرات اجتماعی و بهخصوص ابزاری برای سرنگونی سلطه نظام سرمایه داری نیز باشد. از این بُعد، نظریهی اختیارگرایانهی گرامشی رابطه ی نزدیکی با افکار مکتب فرانکفورت دارد که معتقد است تغییر شکل از سرمایهداری به سوسیالیسم میتواند از طریق ابزارهای غیر انقلابی صورت گیرد. به خصوص از طریق توسعهی ((آگاهی یا شعور انتقادی)) که به رهایی از سلطه سرمایهداری منجر میشود (شارعپور، ۱۳۹۰).
[۱] Hegemony

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی