دوران کودکی و چرخه رشد
درنظریه تحولی چرخه رشدمراحلی راکه انسان ازتولدتامرگ ازآنها میگذرد را نشان میدهد.براساس این نظریه،رشدانسان ازمراحل متوالی معین وتغییرناپذیری میگذرد برمبنای اصل اپی ژنتیک که یکی ازاصول اساسی این نظریه است،فرد در هرمرحله از دوره ی زندگی با رویدادها وبحران هایی روبه رو است. این بحران هاشامل بحران های روانی وجسمانی هستند اگر به نحو موثربا بحران های موجود درهرمرحله مقابله نکند، درتمام مراحل بعدی بازتاب شکست به صورت ناسازگاری فیزیکی، شناختی- اجتماعی ویا هیجانی نمایان خواهدشد.(کاپلان و سادوک[۱]،۱۳۸۲).تجربه حوادث پر استرس در طول زندگی اولیه مطمئنأ در بروز اختلالات روان شناختی و عاطفی موثر است.رشد کودک شواهدی را نشان داده که تجربه آسیب و غفلت در دوران کودکی می تواند به صورت عمیق و فراگیر در رفتارهای عاطفی و خطر افسردگی و اختلالات اضطرابی و گرایش به اعتیاد موثر باشد. به راستی حوادث آسیبزای دوران کودکی نه فقط خطر افزایش اختلالات را در دوران بزرگسالی افزایش میدهد،بلکه شروع بیماری ها و آسیب های جسمی را نیز تسریع میکند.( هارمر و ساندرسون[۲]،۱۹۹۹). مادرانی که وابستگی جسمی یا روانی به الکل یا مواد را دارند، خطر ناتوانی یا کوتاهی در حوزه های مختلف مادری کردن را دارا هستند وقتی که بچه در دوران نوزادی میباشند، اعتیاد والدین سبب محدوییت در موفقیت در این روابط میگردد.در نظریه دلبستگی اینگونه عنوان شده که وقتی که مراقبت کننده به طور صحیح نیازهای عاطفی نوزاد را درک کند و به طریق ثابت پاسخ دهد، رشد عاطفی صحیح در کودک شکل میگیرد، که اعتیاد مادر مانع از ایفای این نقش به شکل درست است.(ساچمن[۳]،۲۰۰۴)
اریکسون به نقل از موس واسکافر در سال ۱۹۹۳ هشت مرحله از زندگی راتوصیف میکند که هرکدام از این مراحل شامل ایجاد یک چالش با بحران ومقابله دربرابر آن است.لازم است فرد یک مرحله رابا موفقیت بپیماید تا بتواند به مرحلهی بعدی راه یابد وآن را با موفقیت سپری کند.منابع شخصی مانند عزت نفس و انسجام من، در دورهی نوجوانی شکل میگیرند ودر طول سالیان اولیهی بزرگسالی باخودپندارهی فرد ترکیب میشوند و در نهایت در دوران بزرگسالی و پیری تعیین کننده ی فرایند مقابله ی فرددر حل بحران های بعدی زندگی خواهند بود.نظریه ی چرخه ی تکاملی، عناصری مانند شرایط بیولوژیک، توانایی های روانشناختی، روش انطباقی، مکانیزم های دفاعی، رفتارهای اجتماعی و روابط بین فردی را در گذر زمان مورد توجه قرار میدهد. براساس این نظریه میتوان چنین استنباط کرد که تفاوت فرایند تحولی رشد،در ایجاد هریک از ویژگی های فوق درافراد مختلف باعث می شود انسان ها به گونه های متفاوت به مقابله با بحران های زندگی ازقبیل مرگ والدین یاخواهر وبرادر، مهاجرت،وقایعی مانند سیل،طوفان، تجاوز،آدم ربایی، آسیب یا بیماریهای جسمی و سایر مشکلات بپردازند.(کاپلان وسادوک،۱۳۸۲)
[۱] .Kaplan & sadock
[۲] .Hamer & sanderson
[۳] .Sachman

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی