ناچتیگال[۱] اخطار میکند که « آنچه که مدارس روستایی به بهترین شکل انجام داده اند، آماده کردن دانش آموزان برای ترک جوامع روستایی، یا با هدف ادامه تحصیل و یا شغل پیدا کردن است. او بر اهمیت استفاده از جامعه به عنوان منبع برنامه ریزی درسی تأکید میکند؛ هنگامی که آموزش به خارج از کلاس درس برده شود، موانع میان مدرسه و جامعه، همانطور که دانش آموزان در میان جامعه شان و دربارهی آن یاد میگیرند، شکسته میشوند. متون مکتوب، تعدادی از مثالهای برنامههای روستایی موفق را ذکر میکند، که در آن ارتباطات میان مدرسه و جامعه با استفاده از رویکرد جامعه-به عنوان- برنامه درسی ساخته شده است. این مثالها در دو دسته ی اصلی قرار می گیرند: دانش آموزان در همکاری با اعضای جامعه، دوران گذشته ی جامعه شان را مورد بررسی قرار می دهند و تاریخ آن را مستند می کنند تا میراث و آینده شان را حفظ کنند، و دانش آموزان مواردی که جامعه شان را متأثر می کند تشخیص میدهند و با همکاری سازمانهای جامعه، عمل یادگیری را متقبل می شوند تا نیازهای جامعه را بسنجند و تغییراتی را برنامه ریزی کرده و اجرا کنند. پیوندهای برقرار شده میان مدارس و مشاغل در جامعه، از طریق تدارک تعلیم و آموزش بیشتر، و برنامه های پیش-استخدام برای جوانان، در جامعه نیز توسط بهبود مهارت های کاری و چشم انداز های مشاغل جوانان، شرکت و همکاری میکند. رویکرد جامعه- بعنوان- برنامه درسی، به دلیل پیوندهای محکم قرار گرفته میان مدرسه و جامعه، نقش مهمی در تجدید حیات جامعه دارد. به علاوه، پیامدها و منافع اجتماعی و اقتصادی بسیاری از پروژه های جامعه- بعنوان- برنامه درسی، پس از اینکه پروژه اولیه پایان می یابد، برای مدت طولانی دوام میآورند. (johns. Kilpatrick& Mulford .2000.p.4)
[۱]Nachtigal

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی