محیط سیاسی امروزه، با تمرکزش بر نوآوری و پیامدهای آن در چالش وضع کنونی، راه را برای چارچوب بندی مجدد تعهدات خانواده در آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم، باز می کند. این محیط سیاسی دانش آموزان را در مرکز “یادگیری نسل بعدی” قرار می دهد. یادگیری نسل بعدی متناسب با نیازهای یادگیری فرد مجسم می شود.یعنی آن چه دولت برای نسل بعد لازم و ضروری می داند در واقع با نیازهای فرد متناسب دانسته میشود و دانش آموزان را برای کشف دانش و مهارتی در سطح جهانی آماده کرده و آنها را با هدایت تجربیات آموزشیشان مشغول می سازد. یک نمونه از این یادگیری نسل آینده، ابتکار در شهر نیویورک در منطقه اختراعات مدارس عمومی (I Zone) است، که با ۲۰۰ مدرسه در طی سه سال آینده کار خواهد کرد تا مدلهای نمونهای طراحی کنند که مدارس را از رویکردی کلاس محور، به رویکردی دانش آموز محور برساند. چنین یادگیری شخصیای، تجربهی آموزش را توسط تمرکز بر سرعت دانش آموزان در یادگیری و اینکه چگونه بهتر یاد میگیرند، و درحالیکه تضمین می کنند که آنها شایستگیهای لازم را برای موفقیت در دانشگاه و محیط کاری بدست میآورند، مجزا میسازد. معلمان و والدین از ابزارهایی استفاده میکنند تا به دانش آموزان کمک کنند که یک برنامهی یادگیری را تهیه نمایند که تسلط شان را نشان خواهد داد. این رویکرد، آنچه را که یک روانشناس، کارول دوک[۱]، “رشد ساختار فکری” مینامد و به معنی یادگیری مستمر و فزاینده از هر تجربه است، رواج میدهد. افراد با رشد ساختار فکری شان، زندگیشان را مانند کاری در جریان میبینند که در هر مقطعی میتوانند آن را شکل دهند. موانع و چالش ها تبدیل به فرصت شده و تلاش و انعطاف باعث موفقیت میشوند. با مرتبط کردن تعهدات خانواده، به طور عمدی، به یادگیری و تحصیل، به عنوان یک رویکرد منظم، راه را برای یادگیری نسل آینده باز میکند. مدارس و جوامع، میتوانند سرمایه ی خانواده را جور کنند تا از یادگیری شخصی حمایت کرده و رشد ساختار فکری را به جریان بیاندازند. خانوادهها به حمایت مدارس و جوامع نیاز دارند تا به طور کامل متوجه شوند که مفهوم تحصیل کرده بودن در قرن بیست و یکم چیست.( Heather b. 2010p.4)
جایگاه دانش و مهارت های لازم برای روابط مؤثر مدرسه- جامعه، وسیع و همیشه در حال تغییر است. بنابراین بررسی روابط مدرسه-جامعه، اساسا مهم است. آنچه که به عنوان دانش و مهارت در حال حاضر ضرورت تصور میشود امری ایستا و غیرقابل تغییر نیست، بنابراین پویایی جایگاه دانش و مهارتها در عصر کنونی بررسی رابطه مدرسه و جامعه را به طور مستمر میطلبد. (fiore,2011)
[۱]Carol Dweck

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی