افراد جامعه باید جامعه پذیر شوند. جامعه پذیری فرایندی است که به وسیله آن افراد گرایشها, ارزشها و اعمالی را که به عنوان یک شهروند باید انجام دهند یاد می گیرند. توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران در زمینه اجتماعی خاص به طرق خاص که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد ویژگی بارز فرد جامعهپذیر شده است.(کوئن,۱۳۸۱)
هر دانش آموزی باید با برخی از ایدهها، سنن فرهنگی، و ارزش هایی که جهان انسان که هم اکنون بر روی آن زندگی می کنیم را شکل داده اند، آشنا شود. یک فرد تحصیل کرده، زمان حال را، در ارتباط با گذشته می بیند و متوجه می شود که ارزش ها و مفاهیم غالب حال حاضر، از اندیشه ی خلاقانه و عمل زنان و مردانی که پیش از ما زیسته اند، نشأت می گیرد. مطالعه ی متون مؤثر، اندیشه ها، آثار هنری و فنی معرف، و توسعه ی رسوم فرهنگی، آغاز به رها کردن دانش آموز از احساسات ظاهری لحظه ای و عقاید و افکار محدود محلی می کند. با آزمودن برخی از عقاید همیشگی درباره ی ماهیت و موفقیت گذشته و آینده ی انسان، فرد سطح بالاتری از خودآگاهی به دست می آورد و به شکل بهتری قادر است تا اهداف و تعهدات ارزشمندی را تنظیم کند.(IEA curriculum.2006.p.2)
خانواده اولین گروه اجتماعی است که فرد بدان ملحق می شود و اولین کارگزار جامعه پذیری در زندگی فرد است.خانواده فیلتری است که عقاید، ارزشها و نگرش های مربوط به فرهنگ جامعه را به شیوه بسیار اختصاصی به فرد ارائه می دهد درچارچوب خانواده است که فرد اولین نقش های اجتماعی خود را می آموزد او یاد می گیرد که چه انتظاراتی از او وجود دارد و باید چه نوع ارنباطی با دیگران داشته باشد. دانیل گراهام[۱] به بررسی این موضوع می پردازد که: نقش مشارکت خانه و مدرسه در تسهیل تعامل آموزشی افراد و پیشرفت آنان در حال حاضر به طور گسترده ای شناخته شده است. با این حال مبانی نظری از توسعه مشارکت خانه و مدرسه و پژوهش در جنبه های بسیاری از این زمینه ناقص است. تدوین یک مبانی با آگاهی زیاد جهت اطلاع رسانی در عمل و ارائه چالش هایی برای تحقیقات آموزشی و برای زمینه هایی از تربیت معلم و یادگیری حرفه ای در پرداختن به فقدان آموزش در زمینه نقش موثر خانواده ها در مشارکت با مدرسه لازم است. (Graham, 2011)

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی