فرهنگ مقوله وسیعی است که در جامعه شناسی برا ی آن بیش از پانصد تعریف بیان شده است. البته آن را به اختصار می توان این گونه تعریف کرد: “فرهنگ عبارت است از مجموعه سرمایههایی که رفتار انسان را از حیوان مشخص و ممتاز می سازد.” بر این اساس، فرهنگ، مجموعه پیچیدهای است که در بردارنده اطلاعات،باورها،هنرها، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم، گرایشهای گوناگون قابلیتها و عادتهای روزانه که آدمی با عضویت در یک اجتماع، به دست می آورد.(تقی پور، ۱۳۸۷ص۲۹۱)
فرهنگ میتواند به عنوان یک روش زندگی تعریف شود، بویژه هنگامی که به عادت ها، رسوم، سنت ها، و عقاید منتقل شده از نظر اجتماعی، که گروه خاصی از افراد را در زمان خاصی توصیف میکند، ارتباط دارد. فرهنگ، شامل رفتارها، آداب، گرایش ها، هنجارها، ارزش ها، سبک های ارتباطی، زبان، آیین معاشرت، روحیات معنوی، مفاهیم سلامتی و درمان، عقاید، و رسوم معمول یک گروه نژادی، مذهبی و یا اجتماعی است. فرهنگ، لنزی است که از طریق آن به دنیا نگاه می کنیم. زمینه ای است که در آن ما جهان را درک کرده و آن را به فعالیت وا می داریم و فرهنگ بر اینکه ما چگونه یادگیری را به انجام می رسانیم، مشکلات را حل می کنیم و بر آموزش، تأثیر میگذارد. فرهنگ ها با گذشت زمان تغییر می کنند، در بین کلاس و جنسیت ، و حتی میان خانواده ها و افراد متفاوت است. یک موسیقی که ما از آن لذت می بریم، چگونگی صرف زمان فراغتمان، آنچه که درباره ی آن صحبت می کنیم، و آنچه که می خوریم، نمونه هایی از تفاوتهای فردی میان یک گروه فرهنگی است. کراس[۱] می نویسد: “متخصصانی که مانند نسلهای قبل به فرهنگ می اندیشند، کسانی که فرهنگ را خیالی می دانند، یا کسانی که نمی توانند فرهنگ را به عنوان سیستمی پیچیده، پویا و در حال تغییر ببینند، به سرعت با کمبود هدفهای مؤثر روبرو خواهند شد”.(saifer, Edwards&… .۲۰۰۵٫p2)
[۱]Cross

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی