امروزه علیرغم تغییرات عمیق فرهنگی و تغییر در شیوه های زندگی بسیاری از افراد فاقد توانایی های لازم و اساسی در رؤیارویی با مسائل زندگی خود می باشند و همین امر آنان را در مواجه با مسائل و مشکلات زندگی روزمره و مقتضیات آن آسیب پذیر نموده است. با توجه به لزوم انطباق افراد با تغییرات زندگی عصر حاضر، برنامه درسی به عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی است که با طراحی و اجرای آن می توان نسل امروز را برای رویارویی و مواجه با چالشها و مسائل موجود و آینده توانا ساخت و شهروندان شایسته ای را تربیت نمود.از همین رو لازم است مبنای طراحی برنامههای درسی چالشهای زندگی حال حاضر دانشآموزان باشد و هم چنین پرورش مهارتهایی برای رویارویی با مسائل زندگی آیندهشان، مهارتهایی که به آنها قدرت درک و تحلیل مسائل و مشکلات را میدهد. درواقع آشنایی دانشآموزان با جامعه کنونی خود و چالشها و مسائل آن مهم ترین رسالت برنامه های درسی در حال حاضر است (فتحی واجارگاه، ۱۳۸۱)
مطالب ذکر شده نشان میدهد که یادگیری کتاب به تنهایی برای آماده کردن افراد برای زندگی کامل کافی نیست.بنابراین مدارس نیاز دارند تلاشهایشان را به سمت اهداف گستردهتری هدایت کنند. اخیرا یک گروه از رهبران آموزشی اینگونه بیان کردهاند که: ما به کسانی که مواد و فعالیتها را وارد فلسفه آموزش و پرورش میکنند میگوییم که در مدرسه باید واقعیتهای حال حاضر زندگی اجتماعی و نه گذشته جایگاه داشته باشد. نگرانی برای مسائل زندگی معاصر یک عنصر جدید در ساخت برنامه درسی نیست و این همواره مورد توجه بوده است. حال سوال این است که آیا آموزش و پرورش رسمی در دوره کودکی و نوجوانی میتواند برای مشکلات بزرگسالی کافی باشد؟ این سن(نوجوانی) در حال حاضر مورد توجه است. مشکلات برای این گروه دارای ماهیت روانشناختی، جامعه شناختی و نیز مالی است. (۲۰۱۱ Douglas. )

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی