به صراحت میتوان گفت سه مفهوم برنامه درسی به عنوان مواد درسی،به عنوان تجربیات یادگیری و به عنوان هدفها در تعلیم و تربیت نقشی را به عهده دارند زیرا مواد درسی فراهم آورنده هستهی اطلاعاتی تعلیم و تربیت بوده و فراگیران تجربیاتی کسب میکنند و تدوین هدفها برای بسیاری از طرحهای برنامه درسی دارای اهمیت است.مسلم است که تعرفی جامع از برنامهدرسی باید مشتمل بر مواد درسی، تجربه و اهداف باشد ولی از آنجایی که برنامه درسی را به عنوان یک فعالیت پیشبینی کننده تلقی میکنند چنین تعریفی باید فراهم آورندهی طرح و مجموع مقاصد نیز باشد.یک طرح برنامه درسی شامل طرحهای ویژهای برای آنچه که در فرصتهای یادگیری پیشنهاد شده میباشد. چنین تعریفی بر هدفها و غایات متمرکز است ولی به آن محدود نمی شود.طرحریزی فرصتهای یادگیری مستلزم گزینش است. از آنجایی که انتخابهای مربوط به برنامه درسی مبتنی بر ارزشهاست لذا نمی توان آنها را منحصراً با استفاده از یافتههای آزمایشی تعیین کرد. زمانی یک طرح برنامه درسی متناسبتر خواهد بود که تصمیم گیرندگان برنامه درسی در مورد انتخابهای برنامه درسی و معیارهای لازم در این تصمیمگیری اطلاعات کافی داشته باشند.در حال حاضر هیچ توافقی در زمینه یک تئوری جامع برنامه درسی که کاملاً راهنمای طرحریزی برنامه درسی باشد وجود ندارد.اما عدم وجود تئوری جامع به این معنی نیست که برنامه درسی باید جنبه اتفاقی داشته باشد.در این زمینه سیلور، الکساندر و… از ملاحظاتی مثل ارتباط برنامه درسی با آموزش و تدریس، سوابق تاریخی طرح ریزی برنامه درسی، رابطه عناصر برنامه درسی، ارتباط بین فراگیر و برنامه درسی و بالاخره مبانی برنامه درسی به عنوان راهنمایی برای برنامه ریزان درسی به منظور طرحریزی برنامه درسی پیشنهاد می کنند.(سیلور و همکاران، ۱۳۸۰)

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی