از آنجا كه موضوع مورد مطالعه و نظريه پردازي در رفتارگرايي پاسخها يا رفتارهاي قابل مشاهده و اندازه گيري مي باشد به حل مسئله نيز از همان دريچه نگريسته اند. اساسا ايشان مسأله را موقعيت تحريك كننده اي مي دانند كه ارگانيسم پاسخ آماده اي براي آن ندارد. همچنين اسكينر[۱] (۱۸۶۶) مسأله را پرسشي مي داند كه در لحظه مطرح شدن، پاسخي براي آن وجود ندارد. از اين نظر گاه، حل مسأله به روابط ميان سه متغير، محرك، پاسخ و تقويت مربوط مي گردد. تحليل محوري و توضيح اساسي رفتارگرايي از حل مسأله در مفهوم سلسله مراتب پاسخ نهفته اي است. اين ايده اشاره مي كند كه هر محرك با تعدادي از پاسخ ها تداعي مي شود و با تغيير نيرومندي تداعي، پاسخها را مي توان با توجه به نيرومندي آنها به صورت يك سلسله مراتب در نظر گرفت.
در همين راستا ادوارد ثراندايك كه از پيشكسوتان روانشناسي تداعي گراست، حل مسأله را نتيجه كوشش و خطا[۲] يا بازآفريني[۳] پاسخهاي قبلا آموخته شده توصيف مي نمايد (آيزنك و كين[۴]، ۱۹۹۴).
۲۳- Skier, B.F.
۲۴- Trail and error
۲۵- Repeoduction
۲۶- Kean. Eysenk
۱- آموزش راهبردهاي حل مسأله، پيشرفت در رياضيات را افزايش مي دهد.
۲- آموزش راهبردهاي حل مسأله، نگرش نسبت به درس رياضيات را بهبود مي بخشد.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی