در چند سال اخير پژوهشگراني نظير شيگما تاوكاتسومي[۱] (۱۹۹۳) در آموزش رياضي به اهميت مؤلفه هاي فراشناختي در حل مسئله پي برده اند. ايشان معتقدند آگاهي نسبت به اهميت مؤلفه هاي شناختي و بالطبع تنظيم آنها، نوعي توانايي ذهني است كه از شناخت متمايز مي گردد، اين توانايي ذهني، فراشناخت نام دارد و از مفاهيم نوين حوزه علوم شناختي به شمار مي رود. فلاول[۲] (۱۹۸۵) در تعريف فراشناخت[۳] مي گويد: فراشناخت هر گونه دانش يا فعاليت شناختي است كه موضوع آن فعاليت شناختي باشد، يا اينكه فعاليت شناختي را تنظيم نمايد. (فلاول، ۱۹۸۵). با توجه به تعاريف فوق و ديگر تعابير پيرامون فراشناخت و با نظري به تعاريف راهبردهاي حل مسأله در مي يابيم كه حل مسأله آميزه اي از مسايل شناختي و مهارتهاي فراشناخت مي باشد و به همين ترتيب نوعي هم پوشي و درآميختگي نيز در پژوهشها و نظريات اين دو موضوع وجود دارد.
۱۸- Shigematsa & Katsomi
۱۹- Flavell. J
۲۰- Meta Cognation
۱- آموزش راهبردهاي حل مسأله، پيشرفت در رياضيات را افزايش مي دهد.
۲- آموزش راهبردهاي حل مسأله، نگرش نسبت به درس رياضيات را بهبود مي بخشد.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی