تفكر انتقادي و حل مسئله از نظر ماهيت يك چيز هستند و هر دوي آنها از انواع تفكر آدمي به حساب مي آيند. با اين حال، مي توان تا اندازه اي آنها را از يكديگر متفاوت دانست. به باور سيفرت[۱] (۱۹۹۱)، تفكر انتقادي بيشتر به فرايند تفكر مربوط مي شود، در حاليكه حل مسأله بيشتر با فرآورده يا نتيجه تفكر سروكار دارد. همچنين سيفرت درباره اين دو فعاليت ذهني مي گويد، معمولا، اما نه هميشه تفكر انتقادي با مسائل باز و گسترده سروكار دارد اما حل مسأله اغلب با مسائلي انجام مي شود كه داراي جوابهاي واحد و مشخص هستند (ص ۲۰۹)، دمبو[۲] (۱۹۹۴) براي تفكر انتقادي استفاده از استدلال قياسي در تحليل يك معما و براي حل مسئله حل يك مسئله رياضي يا شيمي را مثال زده است. همچنين، تفكر انتقادي علاوه بر حل مسئله داراي عناصري از ارزشيابي نيز هست. به رغم اختلافات بالا، بسياري از روانشناسان پرورشي، از جمله سيفرت (۱۹۹۱)، اين دو مهارت ذهني را در حدي مشابه مي بينند كه براي آنها مراحل يادگيري و آموزش يكساني را پيشنهاد داده اند. (سيف ۱۳۷۹).
۱۶- Seifert, K.L
۱۷- Dembo, M.H.
۱- آموزش راهبردهاي حل مسأله، پيشرفت در رياضيات را افزايش مي دهد.
۲- آموزش راهبردهاي حل مسأله، نگرش نسبت به درس رياضيات را بهبود مي بخشد.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی