عشق و من:
عشق چیزی یا کسی است که در درون من می باشد. عشق لانه ای است که نقش خود را درون ایفا
می کند و «من» را قادر می سازد تا فراتر از خود را ببیند و انسان های پیرامون را به منزله موجوداتی قابل ارزش و ستایش بپذیرد نه به منزله ابزارهایی که مورد سوء استفاده و بهره برداری ما واقع شوند (عمادیان،۱۳۷۸).
یونگ معتقد است که عشق حس انگاری ما را تعدیل می کند و تنها از طریق عشق است که در
می یابیم یک انسان چه اندازه در این دنیا اهمیت دارد و نتیجتاً می خواهیم او هم به تمامیت دست یابد، زندگی داشته باشد و مانند خود ما بتواند طعم شادکامی های زندگی را بچشد. همچنین معتقد است که در دنیا ناخودآگاه عشق یکی از بزرگترین نیروهای روانی است که توانایی دگرگون کردن من را دارد(عمادیان، ۱۳۷۸).
یونگ (۱۳۷۷) معتقد است که عشق نقطه مقابل خود «محوری» است که ماهیت کاملاً مجزا از امیال و تمناهای«من» را دارد و عاشق شدن عملی واپسگر است. با توجه به نظر یونگ درباره عشق سالم به نظر
می رسد که سبک های عشقی عاقلانه و دوستانه و فداکارانه در دیدگاه الی جی سالم تر هستند و سبک های عشقی شهوانه، بازیگرانه و شیدایی ناسالمتر به نظر می رسد.
۱ . آيا بين عشق ورزي و رضايت مندي زناشويي ارتباط معناداري وجود دارد ؟
۲٫آيا بين مدت ازدواج و رضايت مندي زناشويي ارتباط معناداري وجود دارد ؟
۳٫آيا بين عشق ورزي زنان و مردان رابطه معناداري وجود دارد ؟
۴ . آيا بين رضايت مندي زناشويي زنان ومردان رابطه معناداري وجود دارد ؟
۷ .آيا بين رضايت مندي زناشويي و تعهد رابطه معناداري وجود دارد ؟

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی