تعریف عشق از دیدگاه یونگ:
یونگ (۱۳۷۸)معتقد است انسان اصولاً دو جنس ، یعنی در عین حال هم نر و هم ماده بوده است. پس خدایان به کیفر گناهی ناشناخته انسان را به دو بخش کرده اند از آن زمان تاکنون دو نیمه این موجود در جستجو یکدیگرند و به درجات مختلف در این جستجوی موفق شده اند. اما هرگز در این تکاپو برای رسیدن و پیوستن به دو نیمه جدا شده شان کاملاً کامیاب نگردیده اند یونگ این جستجو انسان برای رسیدن به اصل دو جنسی گم شده خود را عشق می نامد.
تئوری جبران[۱] در دیدگاه یونگ به چه معناست؟
بین زن و مرد ممکن است نزدیکی جنسی برقرار شود اما عشق نخواهد بود.که در این صورت نزدیکی جنسی به پیوستگی روحی دو نفر تبدیل نشده بلکه یک مبارزه ساده مازوخیستی خواهد بود. تئوری جبران یونگ بیان می کند که مرد و زن مکمل یکدیگرند تا مخالف یکدیگر(یونگ،۱۹۷۷).
یونگ می گوید:اشخاصی که امیالشان در اثر حالات عصبی سرکوفته نشده است برای آنچه که در خودآگاه فرد وجود دارد خود به خود از مکانیسم جبران استفاده می کند، یک زن به دلیل وجود بعضی روحیات به اصطلاح مردانه در روان ناخودآگاهش به فردی عشق می ورزد که رفتار مردانه ای دارد.به خصوص که روحیات زنانه را در ناخودآگاه مردانی حتی با بیشترین خصوصیات مردانه می توان یافت. درستی عشق به نظر یونگ به درجه و اعتبار و درستی مردانگی زنانگی دو طرف بستگی دارد (عمادیان،۱۳۷۸).
[۱]-comppensation
۱ . آيا بين عشق ورزي و رضايت مندي زناشويي ارتباط معناداري وجود دارد ؟
۲٫آيا بين مدت ازدواج و رضايت مندي زناشويي ارتباط معناداري وجود دارد ؟
۳٫آيا بين عشق ورزي زنان و مردان رابطه معناداري وجود دارد ؟
۴ . آيا بين رضايت مندي زناشويي زنان ومردان رابطه معناداري وجود دارد ؟
۷ .آيا بين رضايت مندي زناشويي و تعهد رابطه معناداري وجود دارد ؟

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی