۲-۲-۱۱-چارچوب نظري سلامت اجتماعی
كييز معتقد است كيفيت زندگي و عملكرد شخصي فرد را نمي توان بدون توجه به معيارهاي اجتماعي ارزيابي كردوعملكرد خوب در زندگي چيزي بيش از سلامت جسمي، عاطفي و رواني است و تكاليف و چالش هاي اجتماعي را نيز در بر مي گيرد. كييزمفهوم سلامت اجتماعي رابه معني ارزيابي فردازعملكردش در برابر اجتماع بيان مي كند.
سلامت اجتماعي به معناي کيفيت روابط فرد با افراد ديگر، نزديکان و گروه هاي اجتماعي است و شامل پاسخ هاي دروني (احساس، تفکر و رفتار) که نشانگر رضايت ياعدم رضايت فرد از زندگي و محيط اجتماعي امن است(لارسن،۱۹۹۶)
سلامت اجتماعي به توانايي فرد در تعامل موثر با ديگران و اجتماع به منظور ايجاد روابط ارضا کننده شخصي وبه انجام رساندن نقش هاي اجتماعي اشاره دارد(کييز وشاپيرو، ۲۰۰۴) . اين ابعاد اجتماعي فرد سالم ، زماني عملکرد خوبي دارد که اجتماع رابه صورت يک مجموعه معنا دار، قابل فهم و با امکان رشد و شکوفايي بداند(کييز،۱۹۹۸). سلامت اجتماعي شامل سطوح مهارت هاي اجتماعي، عملکرد اجتماعي و توانايي شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوي از جامعه بزرگتراست. شاخص هاي مهم سلامت اجتماعي شامل مشاركت فعال در زندگي اجتماعي، پذيرش مسئوليت،شناخت حقوق و وظايف خودبه عنوان يك شهروند، شناخت حقوق و وظايف ديگران و احترام به حقوق آنان، احترام به محيط زيست و تلاش در راه حفظ آن، شناخت فرهنگ و ارزش هاي اجتماعي، پرهيز از خشونت و داشتن شكيبايي و مدارا با ديگران (استون و جيکوب،۲۰۰۵). به طورکلي مجموع نظريه ها درباره سلامت اجتماعي را مي توان در سه رويکرد جمع بندي کرد: ۱- سلامت اجتماعي به مثابه جامعه سالم؛ ۲- سلامت اجتماعي به مثابه شرايط اجتماعي سلامت بخش ۳- سلامت اجتماعي به مثابه جنبه اي از سلامت فرد در کنار سلامت جسمي و رواني.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی