هيجان ها از بزر گ ترين نعمت هاي الهي است که درانسانها به وديعت نهاده شده و سلامت رواني و عقلاني آن هاتاحد زيادي به سلامت هيجاني شان وابسته است. جلوه هاي هيجاني، به عنوان وسيله اي براي برقراري ارتباط باديگران به کار مي رود و فرد مي تواند به وسيله آنهااطلاعاتي رادر مورد احساس ها، نيازها و اميال خود به ديگران منتقل نمايد . از سوي ديگر،افراد ياد مي گيرند كه چگونه پيام هاي هيجاني ديگران را بخوانند، بازشناسي کنند و طبق آنها رفتاري مناسب نشان دهند (مصباح، ۱۳۷۴).
سلامت موضوعي مطرح در بسياري از فرهنگ ها است. در واقع هر جامعه به عنوان بخشي از فرهنگ خود از سلامت مفهوم خاصي در نظر دارد. سازمان بهداشت جهاني از تعريف چند بعدي سلامت حمايت کرده و سلامت را رفاه کامل جسمانی، روانشناختی و اجتماعي تلقی نموده و همواره در صدد بوده است این مفهوم را فراتر از نبود بيماري و ناتواني در نظر گیرد (سازمان بهداشت جهاني ، ۱۹۵۸). اگر چه مفهوم سازي و تعاريف عملياتي معتبر و مطلقي تاکنون وجود نداشته، اما این سازمان به الگوهاي تعريف تک بعدي خاتمه داده و رويکرد چند بعدي را برقرار نموده است. سازمان سلامت جهاني (۱۹۴۸) سلامت اجتماعي را به عنوان يکي از مؤلفه هاي کليدي سلامت معرفي نموده که به دليل فقدان ابزارهاي معتبر سنجش، به صورت يک مناظره سياسي و اجتماعي باقيمانده است. از سويي، تغيير در الگوهاي رفتاري و رتبه بندي بار بيماري ها موجب نگراني در مورد بيماري هاي با منشاء رفتاري و اجتماعي شده است (سازمان ملي جوانان، ۱۳۸۵). جامعه شناسان و روان شناسان از ابعاد گوناگون به اختلالات رفتاری پرداخته اند تا به شناسایی علل و عوامل، زمینه ها و پیامدهای آن دست یابند و در نتیجه راهکارها و شیوه های مقابله با این اختلالات را تدوین نمایند. کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلالات رفتاری غالبا در بزرگسالی با ارتکاب رفتارهای ناهنجار، اعمال خلاف قوانین و تجاوز به حقوق دیگران و حاکمیت موجب اختلال در نظم اجتماعی می شوند و هزینه های زیادی را به جامعه تحمیل می نمایند.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی