عنوان کامل پایان نامه :مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با دارودرمانی و رفتاردرمانی در کاهش نشانه های وسواس در افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری
۱۳رفتاردرمانی:
درمان رفتاری در آغاز، بر روی بیماران بستری یا در موقعیتهایی که مستلزم مراقبت ویژه است به اجرا درآمد ( مارکس و همکاران۱۹۸۰) که شیوهای پرهزینه بود. کاربرد درمان رویارویی همراه با جلوگیری از پاسخ توسط گروه اندافوآ جمعبندی منطقی خود را یافت (ریگز[۱] و فوآ ۱۹۹۳)؛ در برخی مطالعات، بیشترین میزان رویارویی همراه با جلوگیری از پاسخ دایمی (۲۴ساعته) پیشنهاد شده است. به طور کلی، چنین مطالعاتی ۷۵% “میزان موفقیت درمانی” را گزارش می-کنند (آبل[۲]۱۹۹۳ ؛ کریستین و همکاران ۱۹۸۷)؛ شواهد علمی گویای آن است که وجود خلق افسرده یا باورهای بسیار تحریفی در فرد احتمالاً میتواند عدم پاسخبهدرمانراپیشبینیکند(فوآوهمکاران۱۹۸۳).
تحقیقات اخیر نشان میدهد که نسخه کاربرد بالینی درمان رفتاری برای بیماران سرپایی که بر تکالیف خانگی (“خود-رویارویی”) تاکید دارد، در بعضی موقعیتها موثر است (مارکس و همکاران ۱۹۸۸).
کاربرد درمانهای رفتاری برای بیماران که اندیشناکی (نشخوار فکر) وسواسی دارند و فاقد رفتار آئینی آشکاری هستند، با دشواری روبرو است و معمولاً موجب افزایش امتناع از درمان و ریزش میشود. موفقیت درمانی OCD معمولاً به معنای “بسیار بهبود یافته” یا “بهبود یافته” است؛ درصد بیمارانی که از مشکل وسواس کاملاً (۱۰۰%) رهایی یافته باشند، به طور چشمگیری اندک است. امتناع از درمان و ریزش در آغاز درمان نیز شایع است و موجب میشود تا میزان بهبود تا ۵۰% یا کمتر(از مجموع کسانی که واجد شرایط ورود به برنامه درمانی بودند) کاهش یابد. آسیبهای اجتماعی و شغلی ناشی از این بیماری در پایان درمان همچنان دیده میشود و در پیگیریهای دراز مدت، بدون نشانه بهبود بارز، باقی میماند (کاسویکیس[۳] و مارکس۱۹۸۸). بنابراین، علی رغم به کارگیری تمام ظرفیت درمان رویارویی و جلوگیری از پاسخ، وضعیت بهبود با نقصان رو به رو است؛ هم میزان پاسخ درمانی در کسانی که تحت درمان قرار گرفتهاند و هم کسانی که در پایان درمان بهبود کامل یافتهاند.