۲-۱۱- عوامل تاثير گذار در پيدايش پنج عامل بزرگ
دو رويکرد عمده در پيدايش شکل کنوني پنج عامل بزرگ شخصيت، وجود داشت. يکي رويکرد گلدبرگ [۱] بود که با تحليل صفات مربوط به شخصيت در فرهنگ لغات زبان هاي طبيعي به اين کار پرداخته است (گلدبرگ، ۱۹۹۵).
اين مدل بر فرضيه لغوي[۲] استوار بوده است. بر اساس اين فرضيه، اساسي ترين و اجتماعي ترين تفاوتهاي فردي، در طول تاريخ در قالب اصطلاحات و صفات شخصيتي در زبان هاي طبيعي کدگذاري شده اند (گلدبرگ، ۱۹۹۵، به نقل از مک گري و کاستا، ۱۹۹۹).
رويکرد ديگر تحقيقاتي بود که با مقياس هاي پرسش نامه اي شخصيت سروکار داشتند. اين تحقيقات وجود چهار چوبي سازمان دهنده را براي يافته هاي پژوهش احساس مي کردند. از اين رو به تحليل عاملي روي آورند و پس از تحليل عاملي مواد پرسشنامه ها دو بعد وسيع برونگرايي و نوروز گرايي را آشکار ساختند (کریمی، ۱۳۸۲).
در اوايل دهه ۱۹۸۰، کاستا و مک گري براي سنجش سه بعد نوروز گرايي، برونگرايي و تجربه پذيري، مشغول تهيه پرسشنامه شخصيت نئو شدند. آنها کار خود را با تحليل خوشه اي پرسشنامه کتل شروع کردند. در ابتدا تحليل آنها عامل برونگرايي و نوروز گرايي را آشکار ساخت. اما کم کم اهميت عامل تجربه پذيري نيز که در برخي از عوامل اوليه کتل مورد اشاره قرار گرفته بود براي آن ها روشن شد (کشاورز و علوی، ۱۳۸۲).
در سال ۱۹۸۳ کاستا و مک گري دريافتند که نظام نئو تطابق بسياري با سه عامل مدل پنج عاملي دارد اما صفات متعلق به حيطه هاي سازگاري و وظيفه شناسي را در برنمي گيرد. در نتيجه آن ها به توسعه مدل خود بر مبناي تحليل پرسش نامه هاي مربوط به سنجش دو عامل اخير پرداختند و نسخه تجديدنظر شده از پرسشنامه خود را با عنوان NEO-PI-R ارائه کردند (مک گري و کاستا، ۱۹۹۹).

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی