۲-۶-ديدگاه صفات[۱]:
در اين رويکرد شخصيت به معناي مجموعه صفاتي است که يک فرد را مشخص مي کند. در گفتگوي عادي، هنگامي که مي خواهيم شخصي را توصيف کنيم، معمولا به صفات او اشاره مي کنيم. ما مي گوييم که اين شخص سخت کوش و پرخاشگر است، ديگري متخاصم و سرد و آن يکي خجالتي اما وفادار به دوستان. يادگيري اينکه چگونه چنين لغاتي براي ديگران و همچنين براي خودمان به کار برده مي شوند يک قسمت مهم از فراگيري زبان است. براي اکثر زبان هاي دنيا اصطلاحات زباني، مربوط به صفات در تسهيل تعامل با ديگر افراد خيلي مفيد هستند. بنابراين هر فرهنگي چنين اصطلاحاتي را ابداع مي کند (مک گري و کاستا[۲]، ۱۹۹۹).
طبقه بندي هاي صفت به زمان پزشک يوناني بقراط [۳] (۳۷۷-۴۶) قبل از ميلاد برمي گردد. وي چهار تيپ از افراد را متمايز مي کرد: خوشحال، غمگين، تند خو و بي احساس. بقراط معتقد بود که اين صفات مبناي سرشتي دارند و به وسيله کارکرد زيستي تعيين مي شوند. کليج و گارتن[۴] (۱۹۳۳) براي اولين بار به زبان طبيعي به توصيف شخصيت پرداختند. سپس در سال ۱۹۳۶ آلپورت و آدبرت [۵] دريک مطالعه جريان ساز به بررسي صفات مربوط به شخصيت در فرهنگ هاي جامع انگليسي پرداختند. آن ها تقريبا ۱۸۰۰۰ واژه را به عنوان صفات شخصيت فهرست کردند و تلاش کردند تا اين واژه ها را دسته بندي کنند، کاري که به گفته خودشان يک عمر وقت مي طلبيد و به واقع هم براي ۶۰ سال روانشناسان شخصيت را سرگرم ساخت (نظري، ۱۳۸۵).

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی