۲-۲-۱- آلفرد آدلر[۱]:
از نخستين روانکاواني که از فرويد جدا شد و تفکر خاص خود را بوجود آورد، آدلر بود. آدلر، مکتب روانشناسي فردي[۲] را بنيانگذاري کرد. او ابتدا به ضعف هاي بدني توجه داشت. اما به تدريج به احساس حقارت[۳] و مکانيسم هاي دفاعي[۴] براي پنهان کردن یا کاهش اين احساسات دردناک علاقه مند شد. به نظر آدلر چگونگي تلاش فرد براي کنار آمدن با احساساتي از اين نوع، بخشي از روش زندگي وي مي شود. يعني به صورت يک جنبه از کارکردهاي شخصيتي او در مي آيد (حق شناس، ۱۳۸۵).
وي ابتدا از ميل به قدرت به عنوان نشانه اي از تلاش هاي ارگانيسم براي سازگار شدن با احساس درماندگي حاصل از تجارب کودکي سخن مي راند. اين اصرار تدريجا به تاکيد براي تلاش براي برتري تبديل مي شود. تلاش براي برتري در فرد سالم مي تواند به صورت حس اجتماعي و همکاري و همچنين به صورت جرات و رقابت بيان شود. علاقه اجتماعي از ابتدا در افراد وجود دارد. همچنین به ترتيب تولد فرزندان توجه داشت که چگونه مي تواند بر رشد اجتماعي آن ها و شخصیتشان موثر باشد (رایکمن، ۲۰۰۸، ترجمه فیروزبخت، ۱۳۸۷).

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی