معنویت، به عنوان یک هوش، بیانگر مجموعه ای از توانایی ها و ظرفیت ها و منابع معنوی است که کاربرد آن موجب افزایش انطباق پذیری و در نتیجه ارتقای سلامت روان افراد می شود (زوهر و مارشال[۱]، ۲۰۰۰؛ کینگ[۲]، ۲۰۰۸). معنویت، نیاز فرا رفتن از خود در زندگی روزمره و یکپارچه شدن با کسی غیر از خود فرد است. این آگاهی ممکن است منجر به تجربهای فراتر از خود شود (کرچتون[۳]، ۲۰۰۸).
از سوی دیگر، در برخی دیدگاه ها بر جنبه های عاطفی و رفتاری هوش معنوی تأکید شده است. هوش معنوی به عنوان انتخاب بین روح و نفس و هم چنین، به عنوان داشتن عملکرد عاقلانه و توأم با عطوفت همراه با حفظ صلح درونی و بیرونی در هر شرایطی تعریف شده است. در این گونه تعاریف بر جنبه های تعالی جویانه، درستکارانه و مهرورزانه ی هوش معنوی تأکید گردیده است (مرعشی، ۱۳۹۰).
پژوهش ها از رابطه ی بین معنویت و هوش معنوی با تاب آوری، خبر می دهند. ادواردز[۴] (۲۰۰۱) معتقد است داشتن هوش معنوی بالا با داشتن اطلاعاتی در مورد هوش معنوی متفاوت است. این تمایز فاصله میان دانش عملی و دانش نظری را مطرح میکند. لذا نباید داشتن دانش وسیع در مورد مسائل معنوی و تمرینهای آنها را همردیف دستیابی به هوش معنوی از طریق عبادت و تعمق برای حل مسائل اخلاقی دانست؛ هرچند میتوان گفت برای بهرهمندی مؤثر از معنویت، داشتن توأمان دانش نظری و عملی لازم ميباشد. هر چند که تحقیقات زیادی در حیطه رشد و تحول هوش معنوی صورت نگرفته است و نیازمند تحقیقات تجربی ـ کیفی است، ولی می توان گفت که استعداد این هوش در افراد مختلف، متفاوت است و در اثر برخورد با محیطهای غنی که سؤالات معنوی را بر میانگیزاند، به تدریج تحول یافته و شکل می گیرد. به نظر میرسد سن و جنسیت نیز در هوش معنوی اثرگذار باشند. یونگ معتقد است که در بسیاری از افراد پس از ۳۵ سالگی تغییرات عمدهای در ناخودآگاه صورت میگیرد که ممکن است در روند معنویت و هوش معنوی تأثیرگذار باشند. همچنین بعضی از محققان، از جمله یونگ، معتقدند که در زنان این تحول متفاوت از مردان صورت میگیرد.براساس تعريف هوش معنویت ممکن است امری شناختی ـ انگیزشی باشد که مجموعهای از مهارتهای سازگاری و منابعی را که حل مساله و دستیابی به هدف را تسهیل میکنند معرفی مینماید. هوش معنوی انجام سازگارانه و کاربردی موارد یادشده در موقعیتهای خاص و زندگی روزمره است (به نقل از نازل، ۲۰۰۴).
[۱]. Zohar & Marshall
[۲]. King
[۳]. Crichton
[۴]. Edwards

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی