۲-۳-۵ مداخلات مبتني بر سلامت روان
با پيدايش جنبش روانشناسي مثبت، اين ايده به طور جدي مطرح شد که خدمات روانشناسي، لزوماً نبايد منحصر به جمعيتي باشد که داراي برچسب هاي تشخيصي اختلالات رواني يا اختلالات شخصيت هستند. بلکه براي بسياري از افرادي که تحت اين برچسب ها قرار نمي گيرند نيز مداخلات روانشناسي به منظور حفظ و ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از مسائل روانشناختي، ضرورت دارد (سليگمن؛ ترجمه ي کلانتري و همکاران، ۱۳۹۰). يافته هاي پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهند که فقدان اختلال رواني لزوماً نشانگر تحقق سلامت روان نيست وهمچنين فقدان سلامت روان نيز لزوماً معادل اختلال رواني نيست. براساس اين پژوهش ها مفهوم سلامت روان و اختلال رواني را بايد با يکديگر در نظر گرفت. براين اساس، سلامت روان، هنگامي در مورد يک فرد، متحقق مي شود که علاوه بر اينکه هيچ گونه اختلال رواني خاصي در مورد او، مصداق پيدا نمي کند، ملاک هاي لازم براي تحقق سلامت روان را نيز دارا باشد. به اين تعريف از سلامت روان، در اصطلاح، سلامت روان کامل[۱]، گفته مي شود. پژوهش ها نشان مي دهند که افرادي که از اين سطح سلامت روان (سلامت روان کامل) بر خوردارند، نسبت به افرادي که داراي سلامت روان کامل نيستند، کارکرد بهتري در زمينه هاي مختلف زندگي روزمره دارند و حتي از سلامت جسمي بالاتري برخوردارند. البته بر اساس اين پژوهش ها، اکثريت افراد تحت بررسي، در وضعيت سلامت روان کامل قرار نمي گرفته اند، بلکه حدقل نيمي از آن ها، در وضعيتي قرار داشته اند که اگرچه ملاک هاي اختلالات رواني در مورد آن ها صدق نمي کرده، اما ملاک هاي سلامت روان نيز به طور کامل، در مورد آن ها تحقق پيدا نمي کرده است.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی