۲-۲-۳-۴ جنبه هاي شناختي
اگرچه جنبه هاي فيزيولوژيک و جسمي، جزئي اساسي از هيجان لذت هستند، اما لذت صرفاً به عنوان يک مولفه ي زيستي و بدني محسوب نمي شود، بلکه اساساً اين هيجان به يک حالت ذهني خوشايند اشاره دارد که با بعضي از حواس و دريافت هاي بدني همراه است (اگدن[۱]، ۲۰۰۱). به عبارت ديگر لذت، علاوه بر ابعاد فيزيولوژيک، ابعاد پيچيده ي شناختي را نيز در بر مي گيرد (پترسون، ۲۰۰۶). البته مطرح کردن بعد شناختي براي هيجان لذت، مانند آنچه که براي هيجان شادي، مطرح شد، به معني معادل دانستن اين دو هيجان نيست. در واقع تفاوت اين دو هيجان، در اين است که ارزيابي هاي شناختي مبتني بر رضايت و خشنودي، يکي از مولفه هاي اصلي هيجان شادي است، که بدون تحقق آن، نمي توان سخن از تحقق هيجان شادي به ميان آورد، ولي اين مولفه هاي شناختي، جزء مولفه هاي اصلي هيجان لذت، محسوب نمي شوند، بلکه جزء عوامل تأثير گذار بر تجربه ي اين هيجان، محسوب مي گردند. به همين دليل است که امکان تجربه ي هيجان لذت، حتي بدون ارزيابي هاي شناختي مثبت، امکان پذير است. به عنوان مثال، فردي که هيچ ارزيابي شناختي مثبتي از زندگي خود، به طور کلي و در حيطه هاي مختلف ندارد، با رفتارهايي مثل رابطه ي جنسي، کشيدن سيگار و مواردي از اين قبيل که تجربه ي لذت حسي را فراهم مي آورند، به طور موقت، هيجان لذت را تجربه خواهد کرد. با اين حال، تجربه ي لذت پايدار در بلندمدت و در هردومقوله ي لذت هاي جسمي و برتر، بدون تحقق مولفه هاي شناختي مثبت و مؤثر، امکان پذير نخواهد بود (کار، ۲۰۰۵).
[۱].Ogden

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی