۲-۲-۲-۲ جنبه هاي ژنتيکي
مطالعات انجام شده بر روي دوقلوها با مقايسه ي دوقلوهاي يک تخمکي و دو تخمکي، نقش ژنتيک را در تجربه ي هيجانات مثبت، تأييد کرده اند. بر اين اساس، اين موضوع تأييد شده است که حداقل بخشي از تفاوت هاي فردي در تجربه ي هيجانات مثبت، به تفاوت در استعدادهاي ژنتيکي مربوط مي شود. اين موضوع هم در مورد هيجان شادي و هم در مورد هيجان لذت، صدق مي کند (کامپتون و هافمن[۱]، ۲۰۱۳).
بعضي از نظريه پردازان، معتقد هستند که براي تجربه ي شادي، يک «حد نهايي[۲]» وجود دارد. بر اين اساس، همانطور که در مورد کنترل وزن، مطرح شده است که افراد، صرف نظر از اينکه چه رژيمي بگيرند، داراي يک حد نهايي براي ميزان وزن خود هستند، براي تجربه ي شادي نيز مطرح مي شود که شادي، ريشه ي ژنتيک دارد و هرفردي علي رغم تلاش در جهت تجربه ي شادي، بازهم به همان حد معين تجربه ي شادي بازخواهد گشت (رسنيک[۳]، ۱۹۹۷). البته عده اي از نظريه پردازان از جمله سليگمن (۲۰۰۲) با پذيرش مطلق و افراطي اين رويکرد جبر گرايانه مخالف هستند. اين نظريه پردازان، ضمن اذعان به اينکه شادي مبناي ژنتيک دارد، معتقدند که ميزان تجربه ي شادي، تا حد زيادي در کنترل خود افراد است. در واقع رويکردهاي واقع بينانه تر و متعادل تر بيان مي دارند که اگرچه استعداد ژنتيک، در تعيين محدوده ي تجربه ي شادي، تأثير گذار است ولي عامل اصلي تعيين کننده در تجربه ي شادي، قضاوت ها و ارزشيابي هاي شناختي افراد از رويدادهاي زندگي روزمره و نيز ميزان تجارب هيجانات مثبت، همچون لذت است (رسنيک، ۱۹۹۷).
[۱]. Compton & Hoffman
[۲]. set point
[۳]. Resnick

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی