ج- الگوی درماندگی، آموخته شده ی افسردگی
دومین الگوی شناختی افسردگی، الگوی درماندگی آموخته شده است. این الگو، شناختی است زیرا معتقد است علت اصلی افسردگی، انتظار است. فرد انتظار دارد که رویدادهای ناگواری برای او اتفاق خواهند افتاد و او برای جلوگیری از وقوع آن ها هیچ کاری نمی تواند انجام دهد. انتساب علت و معلولی (انتظار) که انسان می کند، عامل تعیین کننده مهمی است برای این که چه وقت و در کجا انتظارهای شکست آتی تکرار خواهند شد. الگوی درماندگی معتقد است که سبک تبیینی یا انتسابی موذیانه[۱] (نسبت دادن شکست به عوامل درونی، کلی و پایدار، نسبت دادن موفقیت به عواملی بیرونی، ناپایدار، و اختصاصی) فرد را مستعد افسردگی می کند. شکل دیگر این الگو، نظر به ناامیدی افسردگی است (آبرامسون، متالسکی و آلوی، ۱۹۸۹؛ آلوی، لبپ من و آبرامسون، ۱۹۹۲؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی: ۱۳۸۹). این نظریه عوامل تعیین کننده ناامیدی را ابعاد پایدار و کلی برای رویدادهای منفی می داند، و یک خرده تیپ افسردگی را به نام افسردگی را به نام افسردگی ناامیدی معرفی می کند. سه نوع شواهد، این نظریه ها را تأیید می کنند: بررسی های طولی، آزمایش های طبیعت، و بررسی های درمانی.
[۱]. insidious
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان افسردگی در افراد افسرده
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان درد معنوی در افراد افسرده

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی