از زمان فروید، نظریه پردازان روان پویشی بر تیپ شخصیتی تأکید کرده اند که افراد را به ویژه نسبت به افسردگی آسیب پذیر می سازد: فرد افسرده برای عزت نفس خود بیش از حد به دیگران وابسته است. او شدیداً نیازمند آن است که لبریز از عشق و تحسین شود. زمانی که او مأیوس می شود، نمی تواند ناکامی را تحمل کند و حتی ضایعات جزئی حرمت نفس او را به هم می ریزند و موجب تلاش های فوری و شتاب زده برای کاستن از ناراحتی می شوند. با این حال، فرد افسرده غیر از دریافت محبت، برای شخصیت واقعی فردی که او را دوست دارد اهمیت چندانی قائل نیست (آریتی و بمپوراد، ۱۹۸۲؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی: ۱۳۸۹).
ج- درماندگی در دستیابی به اهداف
سومین گرایش در نظریه پردازی روان پویشی مربوط به افسردگی در اظهار ادوارد بیبرینگ[۱](۱۹۵۳) دیده می شود که معتقد است افسردگی زمانی ایجاد می شود که من در برابر آرزوهایش احساس درماندگی می کند. احساس درماندگی در دستیابی به اهداف عالی من موجب از دست دادن عزت نفس می شود که ویژگی اصلی افسردگی است. فردی که مستعد افسردگی است، معیارهای بسیار بالایی دارد و همین باعث می شود که آسیب پذیری او نسبت به درماندگی، هنگام مواجه شدن با اهدافش، بیشتر شود. از نظر بیبرینگ، ترکیب اهدافی که قویاً با ارزش انگاشته می شوند، با آگاهی عمیق من از درماندگی و ناتوانی اش در رسیدن به این اهداف، مکانیزم افسردگی است.
[۱]. Edward Bibring
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان افسردگی در افراد افسرده
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان درد معنوی در افراد افسرده

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی