الف- عوامل ژنتیکی و افسردگی یک قطبی
خویشاوندان درجه یک بیماران افسرده یک قطبی، بین دو تا پنج برابر بیشتر از افراد جامعه بهنجار در معرض خطر افسردگی قرار دارند (کلر، بردسلی، دورر، لاووری، ساموئلسون، و کلرمن، ۱۹۸۶؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی: ۱۳۸۹). درحالی که شواهد حاکی از آن هستند که افسردگی دو قطبی می تواند قویاً ارثی باشد، ولی افسردگی یک قطبی فقط به صورت ضعیف ارثی است. فقط ۲۸ درصد از دوقلوهای یک تخمکی برای افسردگی دوقطبی ناهمخوانند، درحالی که حداقل ۶۰ درصد از دوقلوهای یک تخمکی برای افسردگی یک قطبی ناهمخوان هستند (آلن، ۱۹۷۶؛ به نقل از روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی: ۱۳۸۹). شواهد بهتر از بررسی های خویشاوندان اختیار شده در برابر خویشاوندان زیستی بیماران افسرده به دست آمده است. خویشاوندان زیستی در مقایسه با خویشاوندان اختیار شده، هشت برابر بیشتر در معرض خطر افسردگی یک قطبی قرار دارند (وندر، کتی، روزنتال، شولزینگر، اورتمن و لاند[۱]، ۱۹۸۶). در مجموع روشن است که داشتن عضو خانواده افسرده، خطر ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. بنابراین شواهد ژنتیکی تا اندازه ای از رویکرد زیست پزشکی در افسردگی یک قطبی حمایت می کند. با این حال شواهد دارویی و زیست شیمیایی نیرومندترند (روزنهان و سلیگمن، ترجمه سیدمحمدی: ۱۳۸۹).
[۱]. Wender, Kety, Rosenthal, Schulsinger, Ortman & Lunde
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان افسردگی در افراد افسرده
بررسی تأثیر گروه درمانی با رویکرد هستی شناسی اسلامی بر میزان درد معنوی در افراد افسرده

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی