نظریه های رفتارگرایی
رفتارگرایان مدعی هستند که تمام رفتارها، ارزش ها و عقایدی که یک فرهنگ خاص آنها را تأیید می کند، توسط اعضای آن فرهنگ پذیرفته خواهد شد و رشد روانی به یادگیری این ارزش ها و رفتارها بستگی دارد. آلبرت بندورا هم در نظریه یادگیری اجتماعی خود از شرطی سازی کلاسیک فعال استفاده کرده و اصولی را جهت تبیین رفتارهای اجتماعی انسان اضافه کرده است. بندورا این نوع یادگیری را که ما از طریق مشاهده اعمال دیگران و پیامدهای آن مطلبی را می آموزیم یادگیری مشاهده ای (یا الگوپذیری یا تقلید) نامیده است. (بیابانگرد، ۱۳۷۷).علاوه بر نظریه های فوق الذکر، نظریه دیگری است به نام نظریه روان تحلیل گری. نظریه روان تحلیل گری، مفاهیم و فرآیندهای زیست شناختی، روان شناختی و اجتماعی، هر یک بطور مساوی وضعیت مرکزی را اشغال می کنند. در مراحل اولیه، نظریه روان تحلیل گری، سنگینی و کشش خاصی را به سوی عوامل زیست شناختی تفکرات تکاملی از خود نشان داد.مطالعات انجام شده در زمینه انسان شناسی فرهنگی بوسیله روان تحلیل گرانی چون «آبراهام کاردینر و اریک اریکسون» عواملی چون فرهنگ و محیط را به جایگاه اساسی شان در نظریه روان کاوی ارتقاء دادند. البته می توان به «کارل یونگ» و «آلفرد آدلر» نیز اشاره کرد. یونگ به سوی یک تأکید افراطی روی ریخت شناسی ساختمانی و سیر تکاملی تجربیات انسان جهت گیری نمود، با در نظر گرفتن به اینکه آدلر موقعیت خانواده و سایر عوامل اجتماعی را تا سرحد اهمیت اساسی ترقی داد. (شرفی، ۱۳۷۶).
ميزان مهارت مديريت زمان در نوجوانان و جوانان تهراني تا چه حد است؟
سؤال فرعي

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی