
۲-۱۱-۶-نظریه هدف گذاری:
این نظریه توسط ادوین لاک[۱] در سال ۱۹۸۶ مطرح شد و نکته اصلی آن، این است که اهداف و مقاصد کارکنان عوامل اصلی اند که اعمال آنها را مورد تاثیر قرار می دهند. این موضوع، خود براین نکته تاکید دارد که هدف گذاری را می توان برای انگیزش و بهبود عملکرد کارکنان سازمان ها مورد استفاده قرار داد. این نظریه بر این اصل استوار است که کارکنان برای خود اهداف و مقاصدی را به طور آگاهانه فرموله می کنند که عامل اصلی تعیین کننده اعمال کارکنان است. این دو مورد خصوصیت اصلی این نظریه است. همچنین این نظریه عواملی مثل تغییر در سیستم حقوقی یا امکانات را عامل محیطی تلقی می کند و اولین قدم در فرایند انگیزش را، به ادراک آن توسط فرد می داند. قدم بعدی، ارزیابی فرد بر مبنای تصورات او در مورد وقایع محیطی و قدم نهایی هدف گذاری، فرموله کردن مقاصد و اهداف است. در اینجاست که فرد به طور آگاهانه تصمیم می گیرد برای انجام دادن چه کاری و چگونه تلاش کند .
[۱].Locke
-بررسی رابطه بین سبکهای مقابله با استرس با رضایت شغلی بهورزان زن خانه های بهداشت شهرستان دزفول.
بررسی بین خود کارآمدی عمومی با رضایت شغلی بهورزان زن خانه های بهداشت شهرستان دزفول
بررسی رابطه بین سبکهای مقابله با استرس با رضایت شغلی بهورزان مرد خانه های بهداشت شهرستان دزفول.
بررسی بین خود کارآمدی عمومی با رضایت شغلی بهورزان مرد خانه های بهداشت شهرستان دزفول
بررسی رابطه بین سبکهای مقابله با استرس و خودکارآمدی عمومی با رضایت شغلی بهورزان مرد خانه های بهداشت شهرستان دزفول
