
ثبات و تغییردر سازگاری افراد تاب آور
ممکن است کودکی در یک مقطع از رشد به عنوان یک فرد تاب آور تشخیص داده شود و در سایر مقاطع از خود تاب آوری نشان ندهد، یا اینک هدر یک بافت به عنوان تاب آور شناخته شود و در بافتی دیگر، چنین نباشد. دیگر اینکه یک کودک ممکن است در برخی از جنبه های زندگی سازگاری مطلوب داشته باشد و نه در تمام جنبه های زندگی. موج دوم پژوهش ها، مدل های پیچیده تری را فراهم می آورد که به تبیین مسیرهای سالم رشد در مقابل مسیرهای ناسازگاری در زندگی کودکانی که در شرایط پر خطر هستند، می پردازند. این ها فرصت هایی را برای بررسی نقاط عطف در زندگی این افراد که موجب تغییر عملکرد آن هامی شود و نحوه تعامل آن ها با بافتی که در آن قرار دارند، به وجودمی آورند (ماستن و رید،۲۰۰۲).
بسیاری از تحلیل ها در مورد مسیرهای رشد بر اساس داده های حاصل از مطالعات موردی و طولی انجام می پذیرد. این نتایج فرصتی فراهم می آورد که به بررسی تغییرات فرد در طول زمان پرداخته شود (ورنر و اسمیت،۲۰۰۱)[۱]. چنین داده هایی بیانگر ظرفیت افراد برای تغییر در طول مسیر رشد است و در مورد امکان وجود فرایندهایی که ثبات و تغییری را در عملکرد فرد ایجاد می کند، بینشی بوجود می آورد. بنابراین با توجه به مسیرهای مختلف رشد، نقاط عطفی می تواند در زندگی افراد وجود داشته باشد که آن ها را به سمت سازگاری بهتر سوق دهد. به عنوان مثال ورنر و اسمیت (۱۹۹۲) گزارش کردند که بیشتر کودکان پرخطر که در دوران نوجوانی مشکلات سازگاری جدی داشتند، با رسیدن به حدود سی سالگی بهبود یافته اند و این نتیجه به ویژه در مورد زنان بیشتر صدق می کند. تنها یک ششم از کودکان پر دردسر، بزرگسالانی پر دردسر شدند. این نقاط عطف می تواند رشد منابع فردی، کسب تحصیلات بالاتر، ازدواج باهمسری پذیرا و حمایتگر، به دست آوردن مهارت های شغلی، برخورداری از محیط کاری مناسب و توسعه شبکه ارتباطات دوستانه و خانوادگی باشد (رایت و ماستن،۲۰۰۶).
[۱] . Weer, Smith
بررسی نقش واسطه ای تاب آوری در رابطه بین تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری (رفتار مخاطره جویانه) در زنان بی سرپرست مددجوی بهزیستی.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی