
به عقیده فروید ویژگی خاصی که برای سلامت روان شناختی ضروری است خود آگاهی[۱] است. یعنی هر آنچه که ممکن است در ناخودآگاهی موجب مشکل شود بایستی خود آگاه شود. به عقیده فروید انسان عادی کسی است که مراحل، رشد روان جنسی را با موفقیت گذرانیده باشد و در هیچ یک از مراحل، بیش از حد تثبیت نشده باشد. به نظر او کمتر انسانی متعارف به حساب می آید و هر فرد به شکلی نامتعارف است. فروید از دیدگاه روان شناسی، انسان نامتعارف را به دو گروه روان نژند[۲] و روان پریش[۳] تقسیم می کند و هسته مرکزی بیماری روانی را، اضطراب می داند. به عقیده فروید نوع مکانیسم های دفاعی مورد استفاده افراد سالم، روان نژند و روان پریش متفاوت است. شخص سالم از مکانیزم های دفاعی، نوع دوستی[۴]، شوخ طبعی[۵]، پارسایی و ریاضت [۶]و والایش[۷] استفاده می کنند (خدارحیمی، ۱۳۸۴؛ هال و لیندزی[۸]،۱۹۸۵).
فرآیندی که موجب یکپارچگی شخصیت انسان می شود فردیت یافتن[۹] یا تحقق خود است. این فرآیند خود شدن فرآیندی طبیعی است. این کیفیت در واقع، گرایشی چنان نیرومند است که یونگ آن را
غریزه[۱۰] می داند. در انسان فردیت یافته، هیچ یک از وجوه شخصیت مسلط نیست، نه هشیار و نه ناهشیار، نه یک کنش یا گرایش خاص و نه هیچ یک از سنخ های کهن، بلکه نمونه اولیه[۱۱] همة آنها به توازنی هماهنگ رسیده اند.
[۱۴] . Schulz

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی