
هوش فرهنگي[۱]
هوش فرهنگي براي نخستين با ر توسط ايرلي و انگ[۲] از محققان مدرسه كسب و كار لندن مطرح شد اين دو، هوش فرهنگي را قابليت يادگيري الگو ها جديد در تعاملات فرهنگي و ارائه پاسخ ها ي رفتاري صحيح به اين الگو تعريف كرده اند( عزيزي ،۱۳۸۶).
۲-۲-۵-هوش مصنوعي[۳]
شروع هوش مصنوعي را در سال ۱۹۵۰ مي دانند ، زماني كه الن تورينگ[۴] مقاله خود را درباره چگونه ساختن ماشين هوشمند نوشت .هوش مصنوعي به آن دسته از دستاورد هاي عملي اطلاق مي شود كه بشر در راستاي شبيه سازي كامپيوتري از اعمال و رفتار هوشمندانه خود به آن دست پيدا كرده است . هدف هوش مصنوعي، ايجادبرخي جنبه هاي هوش بشري براي كامپيوتر ها است تا بتواند اطلاعات را سريع تر و مطمئن تر پردازش كنند ، ياد بگيرند و با استفاده از آن استدلال و استنتاج كنند( كوپين[۵] ۱۳۸۵ به نقل از نسبي).
۱-cultural intelligence
۲-Earley & Ang
۳-.artifical intelligence
۴-Alen toring
۱-Benkopin

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی