
نتیجه گیری
با توجه به نتایج حاصل از داده های پژوهش که نشان داد راهبرد تدريس مبتنی بر هوش چندگانه در مقايسه با روش تدريس متداول، به طورکلی، بر یادگیری دانش آموزان در درس علوم تأثیرگذاربوده است می توان نتیجه گرفت که آموزش مبتنی بر هوش چندگانه، در مقايسه باکلاس درس سنتی چون دانش آموزان مشارکت بیشتری از خود نشان می دهند، بهره گیری دانش آموزان از استعدادها و خلاقیت های فردی هموارتر و یادگیری درسطح عمیق ترصورت می گیرد. همچنین معلمان می توانند از روشهايی برای آموزش درکلاس درس استفاده کنند که دانش آموزان را به پرورش و رشد هوش های ضعیف ترشان با استفاده از توانايی هايشان، ترغیب نمايد؛ بنابراين یادگیری بهبود و افزايش می يابد. نتایج بدست آمده بانتایج پژوهش های اوالبی واوبوکاال[۱] (۲۰۰۹)، بل فالور [۲](۲۰۰۸)؛ داگالس، بورتن و دورهام[۳] (۲۰۰۸)؛ کوپر[۴] (۲۰۰۸)؛ جانسون[۵] (۲۰۰۷)؛ تیمور[۶] (۲۰۰۷)؛ ماسن (۲۰۰۷)؛ کاکسال ويل (۲۰۰۷)؛ اوزدمیر،گانیسو و تاکايا[۷] (۲۰۰۶)؛ يوکاک، بگ و يوسکا [۸](۲۰۰۶)؛ اوزدنر و ازکابن[۹] (۲۰۰۴)؛ کورنها بر و همکاران (۲۰۰۴) ، اوزدمیر ، کورکمز و کپتان (۲۰۰۲)؛ دابز[۱۰] (۲۰۰۱) ؛ برمن[۱۱] (۲۰۰۱) ؛
کمپبل (۱۹۹۹)؛ کسکانونالی (۱۹۹۸)؛ فنا خسرو(۱۳۸۵)؛ حاجی حسین نژاد و بالغی زاده (۱۳۸۳) وعبدی (۱۳۸۹)مشابه و هماهنگ می باشد.
[۱] . Owolabi & Okebukolu
[۲] . Bell flower
[۳] . Douglas. Burton & Durham
[۴] . Cooper
[۵] . Johnson
[۶] . Temur
[۷] . Ozdener , Guneysu & Tekkaya
[۸] . Ucak , Bag & Usak
[۹] . Ozdener & Ozcoban
[۱۰] . Dobbs
[۱۱] . Berman

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی