
الگوها و مدل های توانمندسازی
۱- مدل توانمندسازی بیل هارلی[۱] :
به اعتقاد هارلی (۱۹۹۷) بسیاری از تعاریف بیان شده درخصوص توانمندسازی فاقد تعریف دقیقی از معنا در کاربرد است. وی معتقد است که توانمندسازی نوعی راهبرد است که بر پایه آن مدیری می تواند تعهد کارکنان را در قبال اعطای مقداری کنترل آنان به دست آورد .همچنین جوهره توانمندسازی ، تغییر درنحوه توزیع واعمال قدرت در درون سازمان است و قدرت نیز از مؤلفه های تعریف عنصر مدیریت است .
هارلی همانند فوی[۲] بر اهمیت قدرت توانمندسازی ونقش مدیران در اعطای قدرت تأکید دارد و به مدیران توصیه می کند تا کارکنان را در این قدرت تسهیم کنند.
بیل هارلی در مطالعات خود ، پرسشنامه ای با عنوان « مدیریت روابط کارکنان » تهیه وآن را بین بیست هزار کارمند از گروه های کاری با حداقل بیست نفر توزیع کرد. وی توانمندسازی را نقطه محوری مدیریت وقابل انعطاف می داند و معتقد است از دهه ۱۹۹۰ به بعد مباحث توانمندسازی با نگرش به ، به حداکثر رساندن ظرفیت ها در نیروی انسانی مطرح شد ودر صورت درک کامل از سوی مدیران وکارکنان می تواند به آزاد سازی انرژی هم افزایی وخلاقیت در محیط سازمان منجر شود (هارلی،۱۹۹۵).
مدل توانمندسازی هارلی به شرح نمودار ۱-۲ ، سعی در تأیید وجود رابطه بین توانمندسازی درمحیط های کاری ، استقلال کارکنان در گونه های مختلف و سلسله مراتب سازمان دارد . هارلی معتقد است ارتباط معنا داری ما بین سلسله مراتب سازمانی ، استقلال وتوانمندسازی کارکنان وجود دارد (ابطحی و عابسی ،۱۳۸۶) .
[۱] -Bill Harley
[۲] Foy
تبیین میزان پیش بینی توانمند سازی بر اساس ابعاد ساختار سازمانی در بین کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان فارس.
-تبیین میزان پیش بینی توانمندسازی براساس ابعاد مدیریت دانش در بین کارکنان اداره کل بیمه سلامت استان فارس.

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی