
مدل توانمندسازي آناکارول[۱]
آنا کارول بر اساس پژوهش هاي خود در سال ۱۹۹۵ ، ضمن تاکيد برنياز به کار گروهي و ضرورت آن ،وجود نوعي مقاومت در مقابل کارگروهي و حتي تنفر از آن را در سازمان بيان کرده است . وي در مطالعات خود چرخه اي از رهبري در کار گروهي را ارائه داده که آن را ايجاد فرهنگ توانمندسازي ناميده است . به عبارت ديگر کارول فقدان رهبري موثر و مناسب در کارگروهي و عدم ترغيب فرهنگ توانمندسازي را دليل اصلي مقاومت برخي سازمانها در پذيرش کارگروهي مي داند .
مدل توانمندسازي کارول با نگرش به رويکرد نوين رهبري گروه پايه ريزي شده است . در اين مدل ، چهار گام اصلي توانمندسازي از سه بعد گروه ، فرد و رهبر مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است .
به نظر کارول نبود هدف مشترک در گروه مشکل عمده سازمانهاي امروزي است و وظيفه اصلي رهبر ، ايجاد فضاي مثبت در راستاي ايجاد اشتياق در کارکنان به سمت اجراي امور است .
اگر گروه ها توانمند و عملاً در اجراي کار سهيم شوند ، آنگاه نيازمند اندازه گيري و بازخورد از پيشرفت خود هستند و بازخورد در راستاي بهبود مستمر [۲]و اصلاح مسير مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد. (خلج ، ۱۳۸۸ ،۱۱۱)
[۱] Aa Carrol
[۲] ContinuL Improvement
اهداف فرعي:

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی