
توانمند سازي از ديدگاه روان سياسي
از ديدگاه روان سياسي براي درک اهداف و مفاهيم توانمندسازي لازم است اصل تفکر را در تاريخ فکري و سياسي غرب بررسي کنيم و نبايد فراموش کرد که شکل نوين توانمندسازي برگرفته از حرکت هاي اجتماعي حقوق زنان و حقوق مدني مرتبط با دهه ۱۹۶۰ است . ساختار اجتماعي توانمندسازي در اين ديدگاه در ارزش ها و ايده هاي دموکراتيک خلاصه مي شود .
موفقيت و درستي اين ساختار در تمام سطوح قدرت بر اساس نظامي است که مشارکت اکثريت کارمندان را در تصميم گيري تسهيل کرده و ارتقا مي دهد . اما امروزه نظريه پردازان توانمندسازي در يافته اند که اين ديدگاه محدودکننده است چون در آن ماهيت توانمندسازي را ، چنان که کارکنان تجربه مي کنند بيان نمي شود .
به اين صورت که قدرت ، دانش ، اطلاعات و پاداش بين کارمندان تقسيم شده است . اما هنوز آنان احساس توانمندي نمي کنند . در وضعيت هاي ديگر افراد از هيچ کدام از مشخصه هاي محيط کاري يادشده برخوردار نيستند . اما داراي احساس توانمندي هستند و به روشهاي توانمند عمل مي کنند . براساس اين ديدگاه توانمندسازي باعث افزايش عزت نفس مي شود که نتايج آن در رفتار با ديگران جلوه پيدا مي کند .
به عبارت ديگر توانمندسازي مستلزم اعتماد به توقعات و مهم تر از آن توانايي کارکنان در تغيير واقعي در رفتار است . (ايران زاده و بابائي هروي ، ۱۳۸۹ ، ۲۳)
اهداف فرعي:

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی