
۲-۱-۲- چه موقع نيازمند توانمندسازي کارکنان هستيم ؟
سازمان هم از درون و هم از بيرون مورد هجوم قرار مي گيرد . از نظر بيروني رقابت شديد در سطح جهاني ، تغييرات سريع و باورنکردني ، تقاضاي جديد براي کيفيت و خدمات و محدوديت منابع ، پاسخ گويي سريع را از سازمانها مي طلبند .
از جنبه دروني کارکنان احساس مي کنند که با آنها صادقانه برخورد نمي شود ، مايوس و سرخورده شده و سازمان پيوسته توقع بيشتري دارد و مرتباً قواعد بازي را تغيير مي دهد . در عين حال کارکنان طلب کار با معني را مي نمايند ، صراحت و صداقت بيشتري را خواستارند و خوديابي و خودشکوفايي بيشتري را از کارشان مي خواهند .
وتن و کمرون (۱۹۹۹) اظهار مي کنند : وقتي که کارکنان با موقعيت هايي روبرو مي شوند که فکر مي کنند در معرض تهديد ، ابهام ، کنترل بيش از حد ، تحميل يا منزوي شدن قرار دارند ، وقتي که احساس نامطبوع وابستگي يا نابرابري را تجربه مي کنند ، هنگامي که احساس مي کنند جلوي توانايي آنان درانجام آنچه که دوست دارند گرفته شده است ، هنگامي که در مورد چگونگي رفتار خود مطمئن نيستند ، هنگامي که احساس مي کنند بعضي پيامدهاي منفي قريب الوقوع هستند و هنگامي که احساس مي کنند پاداش نمي گيرند و تقدير نمي شوند ، توانمندسازي آنان بيشتر احساس مي شود وهنگامي که افراد در سازمان احساس بي قدرتي و ناتواني کنند بيشتر نياز به توانمندشدن دارند.(عبدالهي و نوه ابراهيم ، ۱۳۸۵ ،۲۰)
اهداف فرعي:

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی