
توماس و ولتهوس (۱۹۹۰) ، توانمندسازي روان شناختي را مفهومي چندبعدي مي دانند و آن را به عنوان فرايند افزايش انگيزش دروني شغل[۱] مي دانند و تعريف کامل تري از توانمندسازي روان شناختي به عنوان مجموعه اي حوزه هاي شناختي انگيزش ارائه مي دهند که علاوه بر خود کارآمدي ، سه حوزه ديگر شناختي حق انتخاب[۲] (خودمختاري [۳]، معني داربودن[۴] و موثر بودن[۵] ) را نيز شامل مي شود و نهايتاً آنان در الگوي خود به فرايندهاي شناختي توجه دارند .الگوي آنان در شکل زير نشان داده شده است .
اين الگو شبيه زنجيره يادگيري اجتماعي محرک ، ارگانيزم ، رفتارو پاسخ (SOBC)[6] مي باشد و تمرکز آن بر فرايندهاي شناختي فردي است .اين الگو از ۶ عنصر (حلقه) تشکيل شده است .
چرخه مداوم سه عنصر : شرايط محيطي[۷] ، ارزيابي هاي وظيفه [۸]و رفتار ( عناصر ۱و۲و۳) هسته اصلي الگو را تشکيل مي دهند . شرايط مانند سبک رهبري ، تفويض اختيار ، طراحي شغل و نظام پاداش دهي داده هايي را براي افراد در مورد پيامدهاي ارزيابي وظيفه ، شرايط و وقايع مربوط به رفتار آتي را فراهم مي کنند .اين داده ها ارزيابي وظيفه اي شخصي (موثر بودن ، شايستگي ، بامعني بودن و حق انتخاب ) را شکل مي دهند به اين معنا که ارزيابي هاي وظيفه رفتار فرد را نيرومند و حفظ مي کنند و سپس اين رفتار بر وقايع محيطي اثر مي گذارند .
[۱] Intrinsic Task Mitivation
[۲] Choice
[۳] Self-Determinatior
[۴] Meaning
[۵] Impact
[۶] Stimulus ,Organism,Behavior & Consequence
[۷] Enviromental Events
[۸] Task Assesments
اهداف فرعي:

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی