
۲-۳-۵-۲- رويکرد رشدي
رشد هيجاني جنبه مهمي از رشد و رسش شخصيت تلقي مي شود . اريکسون يکي از معدود نظريه پردازان رشدي مي باشد که هيجان را مورد توجه قرار داده است . هر هيجان به طور ذاتي يک کنش سازگارانه دارد وليکن ، کودکان بزرگتر بايد نحوه تنظيم و اصلاح ابرازات هيجاني خود را بياموزند تا ناسازگار نگردند . کنش منحصر به فرد و سازگارانه خشم ، فراهم کردن انرژي براي انجام فعاليت مي باشد . اين برانگيختگي فيزيکي نيرومند ، افراد را به فرياد زدن و صدمه زدن در پاسخ به خطا درک شده ، سوق مي دهد . به علت پتانسيل خشم براي پيامدهاي مخرب ، همه جوامع ، تنبيه هاي فيزيکي و رواني را براي محدود کردن ابراز خشم آشکار بکار مي برند ( توماس ، ۲۰۰۳ ) .
کارل منينگر مي گويد : خشم در نوزاد اندکي پس از تولد وي ظاهر مي گردد زيرا در دوران پيش از تولد همه نيازهاي نوزاد ارضاء مي شود ، ولي به محض متولد شدن به طرز بي رحمانه اي آرامش وي از بين مي رود . چنين تصور مي شود که ضربه تولد الگوي همه ي اضطراب هاي ناکامي بعدي را پايه گذاري مي نمايد . زماني که نوزاد گرسنه مي شود ، يا احساس ناراحتي مي کند و . . . وي خشم خود را با گريه کردن ، سفت و منقبض کردن عضلاتش نشان مي دهد . کودک ياد مي گيرد که خشم خود را ابراز نمايد حتي پيش از آن که بتواند راه برود و يا حرف بزند ( کارتر، ۱۹۹۵ ) و زماني که بزرگتر مي شود ، هنگامي که نيازهايش برآورده نمي گردد ، خشم بيشتري نشان مي دهد . با بزرگتر شدن فرد ، خشم شخصي تر مي گردد . بدين معني که رويدادها و شرايطي که يک فرد را ناراحت مي کند ممکن است ديگري را ناراحت ننمايد . منحصر به فرد بودن شخصيت هر کودک دليل بسياري از اين تفاوتها مي باشد . علاوه بر اين تجارب زندگي هر شخص ، خشم وي را شکل مي دهد ( کارتر، ۱۹۹۵ ) .

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی