
۲-۳-۵-۱- رويکرد روان تحليل گري
” فرويد ” در نخستين آثار خود ، ريشه ي رفتار آدمي را به طور مستقيم يا غير مستقيم از کشاننده زندگي مي دانست . پرخاشگري در اين وهله از موضع گيري وي ، صرفاً واکنشي در قبال منع تکانه هاي ليبدويي قلمداد مي شد . پس از جنگ جهاني اول ناظر ( ۱۳۷۲ ) تدريجاً ديدگاهي ديگر در باب مبنا و ماهيت پرخاشگري اتخاذ کرد . از نظر وي يک کشاننده اصلي ثانوي به نام کشاننده ي مرگ وجود دارد که انرژي آن به سوي موضوع بيروني هدايت مي شود که اين اساس پرخاشگري نسبت به ديگران را شکل مي دهد . بنابراين از ديدگاه فرويد ، پرخاشگري از تغيير مسير کشاننده خود تخريب گري مرگ از فرد به سوي ديگران نشات مي گيرد ( بارون ، ۱۹۷۷ ) .
بدين ترتيب فرويد در موضع گيري نخست وجود غريزه ي مستقل را در کنار غرايز صيانت ذات و جنسي نپذيرفت و در وهله بعد با طرح کشاننده ي مرگ در برابر کشاننده ي زندگي پرخاشگري را به منزله ي نمود و نشانه اي از کشاننده ي مرگ تلقي کرد ( بارون ، ۱۹۷۷ ) .

برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی