۲-۱-۱-۲- مدل های کیفیت زندگی
۲-۱-۱-۲-۱- فلس و پری[۱] (۱۹۹۵):
آنها دیدگاهی را مطرح کردند که علاوه بر شرایط زندگی و رضایت از آنها، ارزش ها، آرزوها و انتظارات شخص را نیز مد نظر قرار می دهد. در این مدل کیفیت زندگی به عنوان نوعی بهزیستی کلی تعریف می شود که توصیفات عینی و ارزیابی های ذهنی از بهزیستی، مادی، جسمی، اجتماعی و هیجانی همراه با میزانی از رشد و اقدامات هدف گرایانه فرد در جهت ارزش های شخص، ترکیب شده باشند. هر سه مولفه شرایط عینی زندگی، احساس ذهنی رضایتمندی از زندگی و ارزش ها و آرزوهای شخصی با هم در تعامل اند (فلس و پری، ۱۹۹۵). فلس و پری (۱۹۹۵)، بعد از بررسی ۱۵ مدل مفهوم کیفیت زندگی، مدل کلی مطرح کردند که در برگیرنده سایر مدل ها بود. در مدل آن ها، ۵ طبقه اصلی (بعد) به این شرح وجود دارد:
- بهزیستی جسمی: که شامل سلامت، تناسب، تحرک و ایمنی شخصی است.
- بهزیستی مادی: که شامل درآمد، کیفیت محل زندگی، حریم شخصی، ثروت، وضعیت حمل و نقل، همسایگی، ایمنی، سکونت دائم و یا اجاره نشینی است.
- بهزیستی اجتماعی: که در برگیرنده ارتباطات درون خانواده، ارتباطات با اقوام، ارتباط با دوستان، فعالیت های ارتباطی و سطح حمایت اجتماعی است.
- بهزیستی هیجانی: دربرگیرنده عاطفه یا خلق و خو، رضایتمندی، عزت نفس، شان و احترام و اعتقادات مذهبی است.
- رشد و فعالیت: که شامل مهارت های مربوط به خودتعیینی، شایستگی یا استقلال، جبر یا اختیار، اشتغال، اوقات فراغت، کارهای خانه، تحصیلات، تولید یا مشارکت است.
۲-۱-۱-۲-۲- مدل لی و همکاران (۱۹۹۸)
لی۲ و همکاران (۱۹۹۸)، با توجه به عوامل شخصیتی و فرهنگی، مدلی در ارتباط با کیفیت زندگی ارائه دادند. آنها معتقد بودند که ساختار مفهومی کیفیت زندگی باید حداقل شامل ۴ بعد یا زمینه گسترده زندگی و دو محور عینی و ذهنی باشد. رضایت ذهنی زندگی فرد، توسط شرایط عینی زندگی، نظام سلسله مراتبی نیازهای زندگی و استاندارد های مقایسه شده با زندگی کنونی فرد، تعیین می شود. این ارزیابی ها نیز بر اساس شخصیت، تجارب زندگی و منابع شخصی در بافت های فرهنگی، اجتماعی و محیطی قرار دارند. این مدل در نمودار ۲-۳ نشان داده شده است.
۲-۱-۱-۲-۳- مدل سیستمی:
هاگرتی[۲] (۲۰۰۱)، مدل کیفیت زندگی را بر اساس نظریه ی سیستم ها ارائه داد که درون دادهای سیاست عمومی را با پیامد های کیفیت زندگی ربط می دهد. در این مدل کیفیت زندگی به صورت کلان تر و به صورت سیستمی بررسی شده است. نمودار ۲-۴ بیانگر این مدل است.
[۱] Flce & Perry
[۲] Hagerty
