لیسونی و همکاران (۲۰۱۱) ، سابقه تلاش براي سنجش بهره وري علمي را به سال ١٩٠٣ باز مي گردانند. در اين سال، کاتل[۱] در پژوهشي برای نخستین بار، با مطالعه مجموعهای از دادههای نظاممند برگرفته از مقالات علمی به تفکیک پژوهشگران انفرادی نشان داد که تفاوت آشکاری میان بهره وري علمي نویسندگان وجود دارد. پس از وی، کسانی چون پرایس[۲] (۱۹۶۳) و فرانسیس کالتون[۳] (۱۹۲۶) مطالعات پراکندهای در این باره داشتند. اما آلفرد جیمز لوتکا[۴] (۱۸۸۰-۱۹۴۹) نخستین کسی بود که به طور جدی و مستقیم به تحقیق پیرامون بهرهوری علمی پرداخت (نوروزی چاکلی، ۱۳۹۰) .
لوتکا (۱۹۲۶) در پژوهش خود به بررسي “توزیع فراوانی بهرهوری علمی” پرداخت که بعدها «قانون لوتکا»، «قانون مربع معکوس» یا «قانون بازدهی پدیدآوران» نامیده شد (احمد و رحمان[۵]، ۲۰۰۹) .
وی برای دستيابي به الگوي پديدآوري در اين دو حوزه، به شناسايي نويسندگان و فراواني آثار آنان در حوزه فیزیک و شیمی پرداخت. لوتكا مرز هاي پژوهش خود را به دو اثر مرجع جامع[۶] محدود كرد. در عين حال، وي تنها به بررسي نويسندگان نخستي كه نام خانوادگي آنها با حروف A و B آغاز مي شد بسنده كرد. بدين ترتيب، لوتکا ديگر همکاران را در نظر نگرفت و از هیچ آزمون آماری برای تعیین سطح معنیداری استفاده نکرد (عصاره و مصطفوی،۱۳۹۰) .
[۱]. Cattel
[۲]. Price
[۳]. Francis Galton
[۴]. Alfred J. Lotka
[۵]. Ahmed & Rahman
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برچسب:
نویسنده: پایان نامه روانشناسی